تبلیغات
آزمون بندگی
ذکر امروز
بخش ویژه
معرفی کتاب

مجموعه اثر حاضر در هشت بخش به موضوعاتی نظیر دعوت نجرانیان به اسلام، کنفرانس در کلیسای اعظم نجران، مناظره علمای نجران درباره پیامبر(ص)، بررسی کتب آسمانی درباره پیامبر(ص)، سفر نجرانیان به مدینه، مناظره پیامبر(ص) با نجرانیان، مراسم مباهله و ندامت نجرانیان از مباهله می‌پردازد...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
                 
  • جشنواره ملی فرهنگی هنری مباهله
    موسسه غدیر شناسی با مشارکت دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد خراسان رضوی جشنواره فرهنگی هنری مباهله را در رشته های نقاشی، پویانمایی، وبلاگ نویسی، داستان کوتاه، مقاله پژوهشی، خوشنویسی، فیلم کوتاه، طراحی و تصویرگری برگزار می کند. ...

    ادامه مطلب ...
  • دستاوردهای مباهله
    جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‌شود; چرا که در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن ...

    ادامه مطلب ...
  • آیا مباهله یک حکم عمومى است ؟
    .شکى نیست که آیه فوق یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمیدهد بلکه روى سخن در آن تنها به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) است ، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود..

    ادامه مطلب ...
  • مباهله، سند عظمت اهل بیت
    هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود،گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. ...

    ادامه مطلب ...
پنجشنبه 8 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
مباهله پیامبر با مسیحیان نجران ، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد.

پیامبر (صلی‌الله علیه‌ و‌ آله‌ و سلم) طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران ، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند ، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت_اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله ، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (علیه‌ السلام) می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر ، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند ، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل_عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده ، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند ، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان ، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم ؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».



طبق توافق قبلی ، پیامبر (صلی‌الله علیه‌ و‌ آله‌ و سلم) و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش حسین (علیه‌ السلام) را در آغوش دارد ، دست حسن (علیه‌السلام) را در دست گرفته و علی و زهرا (علیهماالسلام) همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند ، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر ، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود ، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد ؛ زیرا در غیر این صورت ، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.

مفسران و محدثان شیعه و اهل_تسنّن تصریح کرده اند که آیه_مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از « اَبْنائَنا » در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند ، همان طور که منظور از « نِساءَنا » فاطمه علیهاالسلام و منظور از « اَنْفُسَنا » تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است.

روزی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد ، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا ، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل_بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند.

* تصویر ؛ یکی از اسناد روز مباهله نگارگری (مینیاتور) سخه الآثار الباقیه در فرانسه



نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : بیست و چهارم ذی الحجّه، حضرت رسول اکرم(ص)، مباهله، نجران،
یکشنبه 4 شهریور 1397 :: نویسنده : مستور
در حالی که شلاقش را محکم بر مرکب فرود می آورد، با عصبانیت با خود حرف می زد. من که تا آن زمان خیال می کردم برای تجارت به یثرب می رود، دچار شک شدم. کم کم خودم را به او نزدیک کردم. دیدم از مسیحی های نجران است. چند شتر مال التجاره را با تعدادی از سربازان همراهی می کرد. وقتی مرا دید، اول با ناراحتی جواب سلامم را داد ولی از این که علاقه مرا به هم صحبتی با خود دریافت، مقداری خشم خود را فرو نشاند و با من سر سخن باز کرد.

پرسیدم: خوب برای تجارت به یثرب می روی؟

گفت: خیر.



گفتم: پس این همه مال التجاره برای چیست؟ گفت: تو مسلمانی یا مسیحی؟ گفتم: مسلمان. گفت: هرچه مصیبت است به خاطر شما می کشیم. من که از حرف های او چیزی سر در نیاورده بودم، در حالی که مهار شتر را کمی محکم تر کشیدم، گفتم: من که چیزی از سخنان تو سر در نیاوردم، راستی گفتی این اموال را به چه منظور به یثرب می بری؟ گفت: به این اموال هم مربوط است. گفتم: چه؟! گفت: ذلت و خواری ما. من در حالی که تعجبم زیادتر می شد گفتم: بگو ببینم چه شده است جان به لب شدم!

گفت: اول این که، این ها مالیات سالانه و به تعبیر شما مسلمانان، « جزیه » است که من برای تحویل به پیامبر شما به یثرب می برم و دوم این که، این داستان از روزی آغاز شد که آن پیک نامیمون وارد نجران شد.

: کدام پیک؟

- همان پیکی که نامه پیامبر شما را برای علما و بزرگان مسیحی آورد.

داستان برای من شنیدنی شد. با خود گفتم: حتما باید قضیه بسیار مهمی باشد.

: خوب در آن نامه چه نوشته شده بود.

- دقیقا به خاطر ندارم ولی این قدر می دانم که در آنجا مسیحیان به دین اسلام و ترک دین پدران خود فراخوانده شده بودند.

: خوب بعد چه شد؟

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : مباهله، پیامبر، مسجد، خدا، مرد، داماد، اسلام،
شنبه 27 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
درس‌هایی که از واقعه مباهله می‌گیریم:

1. از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.

2. پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.

3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.

4. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.

5. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).

6. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).

7. علی بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)

8. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

9. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.

10. استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

11. اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.

12. قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.



نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : پیامبر، درس، مباهله، اهل بیت،
پنجشنبه 18 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
از برترى هاى اهل بیت علیهم السلام
از فضایل و برترى هاى اهل بیت علیهم السلام حدیث مباهله است. خداوند متعال مى فرماید:( فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبینَ(1)

هر گاه پس از علمى كه ( پیرامون حضرت عیسى) به تو رسیده است، به كسانى كه با تو به محاجّه و ستیر برخیزند بگو: بیایید ما فرزندان خود و شما فرزندان خود، ما زنان خود و شما زنان خود و ما جان خود و شما نیز جان خود را فرا خوانیم. آن گاه مباهله نماییم و لعنت خدا را براى دروغ گویان قرار دهیم. پس از نزول این آیه، رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به همراه على، فاطمه و حسنین علیهم السلام براى مباهله در وعده گاه حضور یافتند.

حدیث مباهله پیامبر خدا به همراه اهل بیت
بسیارى از دانشمندان اهل تسنّن این حدیث زیبا را نقل كرده اند. جلال الدین سیوطى در تفسیر الدر المنثور این گونه مى نویسد: ابن ابى شِیبه، سعید بن منصور، عبد بن حمید، ابن جریر و ابونعیم نقل كرده اند كه شَعْبى مى گوید: اعتقاد مسیحیان نجران درباره حضرت عیسى علیه السلام، از گفته دیگر مسیحیان مبالغه آمیزتر بود. آنان همواره با پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله درباره او مجادله مى كردند و از این رو خداوند این آیات را در سوره آل عمران نازل فرمود: ( إِنَّ مَثَلَ عیسى عِنْدَ اللّهِ... فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبینَ).

پس از این رسول خدا صلى اللّه علیه وآله آن ها را به مباهله و ملاعنه فرا خواند. آنان بر این كار فرداى آن روز را وعده كردند. بامداد فردا پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله به همراه على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام به سوى وعده گاه رهسپار شدند.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : حدیث، مباهله، راویان حدیث مباهله، على علیه السلام، اهل بیت،
دوشنبه 15 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
آیه مباهله یکی از جلوه‌های خاصّ اصحاب کساء در آیات نورانی قرآن کریم است که در این مقاله گوشه‌ای از این تجلّیات را با بهره‌گیری از احادیث معتبر و مستند پیشوایان معصوم(ع) ثبت می‌کنیم.

واژه مباهله
مباهله از ریشه «بهل» می‌باشد و بهل در اصل به معنای رها کردن، وانهادن و ترک نمودن است.1

«بُهلَه» و «بَهْلَه» به معنای لعنت کردن است، بَهَلَهُ: لَعَنَهُ، بَهْلَه الله: لَعنۀُ‌اللهِ.2

«أبتِهال» از باب افتعال به معنای تضرّع و تلاش در دعا است.3

«مباهَلَه» از باب مفاعله به معنای «مُلاعَنَه» یعنی: دو نفر، یا دو گروه در یک موضوع مورد اختلاف، با یکدیگر اجتماع کنند و از خدا بخواهند که لعنت خود را بر شخص یا گروه ستمگر قرار دهد.4

نیایشگری که جز خدا همه چیز را فرو نهاده، با یک اخلاص فقط به خدا توجّه می‌کند، نیایش او را «ابتهال» گویند.دو طرف متخاصم پس از مباهله، یکدیگر را یله و رها کرده در معرض لعنت خدا قرار می‌دهند.شخصی که از کسی بیزاری جسته، او را مورد لعن قرار می‌دهد، او را وانهاده، به حال خود ترک می‌کند.5

آیه مباهله
آیه 61 سوره مبارک آل عمران به «آیه مباهله» معروف است، زیرا در این آیه، پیامبر اکرم(ص) مأموریت یافته که با نصارای نجران مباهله کند:«پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده با تو محاجّه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم. سپس مباهله کنیم و لعنت ‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»6

جایگاه نجران
سرزمین «نجران» در نقطه مرزی «حجاز» و «یمن» و تنها پایگاه نصارا در منطقه حجاز بود.یک مبلّغ راستین مسیحیّت به نام عبدالله تامر اهالی نجران را به آیین مسیحیّت دعوت کرد، در طول زمان، اکثریت اهل نجران به کیش مسیحیّت درآمدند و نجران با 73 دهکده تابع خود به صورت پایگاه مسیحیّت درآمد.پادشاه ستمگر نجران آنان را به رها کردن آیین مسیحیّت و بازگشت به آیین یهود دعوت کرد، نصارای نجران از پذیرش آن امتناع کردند و در آیین خود پابرجا ماندند.پادشاه ستم پیشه گودالی کنده در آن آتش افروخته، پایمردان در آیین مسیحیّت را در آن گودال انداخته، طعمه حریق نمود.تعداد این افراد را یاقوت 20000 نفر ثبت کرده است.7 از این واقعه دلخراش در قرآن کریم به عنوان «اصحاب اُخدُود»، یعنی شکنجه‌گران گودال آتش یاد شده است.8

مشروح این جنایت در همه کتب تفسیری آمده است.9

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : آل‌عبا(ع)، پیامبر(ص)، مباهله، احادیث، اصحاب کساء،
شنبه 13 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
1424 سال پیش در چنین روزی ماجرای رقم خورد و آیه ای نازل شد که گویای فضیلت بیکران اهل البیت سلام الله علیهم اجمعین می باشد.

مباهله در لغت
«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اهل) بوده و به رها كردن و برداشتن قید و بند از چیزی گفته می شود[1].

مباهله در اصطلاح
مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آن ها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین كردن دو طرف به یكدیگر) است؛ این گونه كه هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ی مساله ای مهم، مانند مسائل مهم مذهبی با هم گفتگو كرده و به نتیجه ای نرسند، در یك جا جمع می شوند و به عنوان «آخرین حربه»، به درگاه خداوند تضرع می كنند و از او می خواهند تا درغگو را رسوا و مجازات كند[2]. تناسب معنای اصطلاحی با معنای لغوی در این است كه در هر دو، رها كردن و واگذار كردن یكدیگر به حال خود، وجود دارد.

مباهله با مسیحیان نجران
(فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الْكاذِبِینَ)[3]؛ هرگاه بعد از علم و دانشی كه به تو رسیده (باز) كسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: بیایید! ما فرزندان خود را دعوت می كنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت می نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت می كنیم و شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله می كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم. بخش با صفای «نجران» با هفتاد دهكده ی تابع خود، در نقطه ی مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام، این نقطه تنها منطقه ی مسیحی نشین حجاز بود كه به عللی از بت پرستی دست كشیده و به آیین مسیحیت گرویده بودند[4].

پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) هم زمان با مكاتبه ی با سران حكومت های جهان و مراكز مذهبی، نامه ای به اسقف نجران (ابو حارثه بن علقمه) نوشت و در آن نامه از ساكنان نجران خواست كه یا اسلام را بپذیرند و یا به حكومت اسلامی جزیه (مالیات) بپردازند (كه در برابر این مبلغ جزئی، از جان و مال آنان دفاع شود) و در غیر این صورت، به آنان اعلام خطر می شود. نامه توسط نمایندگان پیامبر(صلی الله علیه وآله) به دست اسقف رسید. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم گرفتن، شورایی مركب از شخصیت های بارز مذهبی و غیر مذهبی تشكیل داد. شورا نظر داد كه گروهی به نمایندگی نجران به مدینه بروند، تا از نزدیك با محمد(صلی الله علیه وآله) تماس گرفته، و سخنان او را بررسی كنند.

شصت تن از زبده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب شدند كه در رأس آن ها سه پیشوای مذهبی قرار داشت:

1. «ابو حارثه بن علقمه»، اسقف اعظم نجران كه نماینده ی رسمی كلیساهای روم در حجاز بود؛

2. «عبدالمسیح»، رئیس هیئت نمایندگی كه به عقل و تدبیر و كاردانی شهرت داشت؛

3. «ایهم» كه فردی كهنسال و مورد احترام مردم نجران بود.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : اهل بیت، مباهله، لعن، مسیحیان، فضیلت، اسلام،
پنجشنبه 11 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
منظور از «مباهله» این نیست که نفرین صورت گرفته مؤثر واقع گردد.

یکی از سوالاتی که در مسئله مباهله مطرح است اینکه، آیا مباهله از دلایل حقانیت دعوت پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) به شمار می‌آید؟

پاسخ :
خداى متعال در آیه 61 سوره «آل عمران» به پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) دستور مى دهد: (هر گاه بعد از علم و دانش که [درباره مسیح] براى تو آمده [باز] کسانى با تو در آن به محاجّه و ستیز برخاستند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت مى نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود [کسانى که به منزله جان ما هستند] دعوت مى کنیم، شما هم از نفوس خود دعوت کنید، سپس مباهله مى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار مى دهیم)؛ «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ».

ناگفته پیدا است منظور از «مباهله» این نیست که این افراد جمع شوند و نفرین کنند و سپس پراکنده شوند؛ زیرا چنین عملى به تنهایى هیچ فایده اى ندارد، بلکه منظور این است: این نفرین مؤثر گردد، و با آشکار شدن اثر آن، دروغگویان به عذاب، گرفتار شوند و شناخته گردند.
به تعبیر دیگر، گرچه در این آیه، به تأثیر و نتیجه مباهله تصریح نشده، اما از آنجا که این کار به عنوان آخرین «حربه»، بعد از اثر نکردن «منطق و استدلال» مورد استفاده قرار گرفته، دلیل بر این است که: منظور، ظاهر شدن اثر خارجى این نفرین است نه تنها یک نفرین ساده.

مسأله «مباهله» به شکل فوق، شاید تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت، و راهى بود که صد در صد حکایت از ایمان و صدق دعوت پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) مى کرد.چگونه ممکن است، کسى که به تمام معنى به ارتباط خویش با پروردگار ایمان نداشته باشد، وارد چنین میدانى گردد؟ و از مخالفان خود دعوت کند: بیایید با هم به درگاه خدا برویم و از او بخواهیم تا دروغگو را رسوا سازد، و شما به سرعت نتیجه آن را خواهید دید که چگونه خداوند دروغگویان را مجازات مى کند؟

مسلماً ورود در چنین میدانى بسیار خطرناک است؛ زیرا اگر دعاى او به اجابت نرسد و اثرى از مجازات مخالفان آشکار نشود، نتیجه اى جز رسوائى دعوت کننده نخواهد داشت.

چگونه ممکن است آدم عاقل و فهمیده اى بدون اطمینان به نتیجه، در چنین مرحله اى گام بگذارد؟

از اینجا است که گفته اند: دعوت پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) به مباهله، یکى از نشانه هاى صدق دعوت و ایمان قاطع او است، قطع نظر از نتایجى که بعداً از مباهله به دست آمد.در روایات اسلامى وارد شده هنگامى که پاى مباهله به میان آمد، نمایندگان مسیحیان نجران از پیامبر مهلت خواستند، تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به شور بنشینند، نتیجه مشاوره آنها که از یک نکته روان شناسى سرچشمه مى گرفت این بود: به نفرات خود دستور دادند: اگر مشاهده کردید محمّد(صلّى اللّه علیه و آله) با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا حقیقتى در کار او نیست که متوسل به جار و جنجال شده است.و اگر با نفرات بسیار محدودى از خاصان نزدیک و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است!

آنها طبق قرار قبلى به میعادگاه رفتند، ناگاه دیدند پیامبر فرزندانش حسن و حسین(علیهما السلام) را در پیش رو دارد، و على(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) همراه او هستند و به آنها سفارش مى کند هر گاه من دعا کردم شما «آمین» بگویید.مسیحیان هنگامى که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتادند، و از اقدام به مباهله خوددارى کرده، حاضر به «مصالحه» شدند و به شرایط «ذِمّه» و پرداختن مالیات (جِزْیَه) تن در دادند.

منبع: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهل و هفتم، ج 2، ص 673.



نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : مباهله، اهل بیت پیامبر، مسیحیان، آیه 61 آل عمران، حقانیت دعوت پیامبر اکرم،
تفاوت بین حقیقت و شبهه در چیست؟ چه کسی اولین شبهه را در دنیا مطرح کرد؟ امیرالمومنین علی سلام الله علیه در خطبه سی هشتم نهج البلاغه شبهه را تعریف و تبین کرده است.براى دوستان خدا نورى كه آنان را در تاریكیهاى شبهه رهنمائى كند، «یقین‏» آنهاست و راهنماى آنها مسیر هدایت است، ولى دشمنان خدا گمراهیشان آنها را به شبهات دعوت می كند، و راهنمای آنها كورى باطن است.

امام علی(ع) در خطبه سی و هشتم نهج البلاغه در مورد شبهه می فرمایند: «شبهه‏» را از این رو «شبهه‏» نام نهاده ‏اند كه شباهت به حق دارد، اما براى دوستان خدا نورى كه آنان را در تاریكیهاى شبهه رهنمائى كند، «یقین‏» آنهاست و راهنماى آنها مسیر هدایت است، ولى دشمنان خدا گمراهیشان آنها را به شبهات دعوت می كند، و راهنمای آنها كورى باطن است آن کس كه از مرگ بترسد هرگز به خاطر این ترس، از مرگ نجات نمى‏ یابد همان طور كه آن كس كه مرگ را دوست دارد براى همیشه در این جهان باقى نخواهد ماند.سخنان طرفداران باطل را به این جهت‏ «شبهه‏» مى‏ گویند، كه‏ چگونگى تركیب آنها طورى است كه مردم آن را حق مى‏ پندارند و واقعیت‏ بر آنها مشتبه مى‏ شود، به همین جهت كه این سخنان به حق شباهت دارد آن را شبهه مى‏ گویند، اما به سخنانى كه مردم را به حق مى‏ رساند «دلیل‏» گفته مى‏ شود.

شبهه (بر وزن شِبْه و شَبَه) به معنای مثل و نظیر است. شبهه در لغت به معنای مشابهت و پوشیدگی است. معانی دیگری چون اشتباه، احتمال اشکال و شک نیزدارد و همچنین چیزی که حق و باطل در آن معلوم نیست را شبهه می‌نامند. شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند «وما قتلوه و ما صلبوه و لکن شُبِّه لهم» شبهه یعنى هر اشكال، پرسش یا ابهامى كه در برداشت‏ها، تحلیل‏ها، تصمیمات و رفتارهاى مرتبط با سعادت فرد یا جامعه منشأ خطا و اشتباه در شناخت حق از باطل گردد. به عبارت دیگر شبهه خود را شبیه به حق مى ‏نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشكل و افراد رادچار شك و تردید مى‏كند

نخستین شبهه
گویند نخستین شبهه كه در خلقت شد بوسیله ابلیس بوده در باب خلقت آدم، او گفته است كه آدم را از خاك بیافریدى و من را از نار و نار را بر خاك مزیت است و در شأن من نیست كه به آدم سجده كنم.

تفاوت پرسش و شبهه
درباره تفاوت پرسش و شبهه تفاوت های چندی بیان شده است كه می توان به مهم ترین آن در این جا اشاره كرد: پرسش در حقیقت جست و جوی بشر برای شناخت است و پرسشگر با بیان پرسش و سؤال می كوشد تا موضوع و مطلبی را بشناسد و آنرا درك و فهم كند. در حالی كه هدف از شبهه، ایجاد تردید و شک در دل مخاطب است و شبهه گر می كوشد تا در بنیادهای اعتقادی و باوری شخص تردید افكند. درحقیقت تفاوت شبهه و پرسش را باید در كاركرد و اهداف آن دانست. كاركرد پرسش فهم و شناخت است، در حالی كه شبهه برای این طرح می شود تا مخاطبان خود را به چالش بكشاند. از سوی دیگر در شبهه، باطل به طور عمدی و خواسته حضور دارد و شبهه گر با آمیختن حق و باطل می كوشد كلام باطل خود را با رنگ و لعابی از حق به دیگران منتقل كند، از این روست كه حضرت امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «انما سمیت الشبهه شبهه لانها شبهت بالحق» از آن رو شبهه را شبهه نامیده اند كه به حق شبیه و همانند است.

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : امیرالمومنین(علیه السلام)، آیه مباهله، امام رضا(علیه السلام)، نهج البلاغه، شبهه،
شنبه 6 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
از آیه مباهله نتایج زیادی می توان گرفت. استمداد از غیب بعد از به كارگیری توانایی های عادی و ایستادگی در برابر دشمن از جمله پیام های آیه مباهله است. پیامبر اکرم(ص) پس از دعوت مسیحیان نجران به اسلام و نپذیرفتن این دعوت از سوی آنان از طرف مسیحیان دعوت به مباهله شد. در این موقع پیک وحى نازل گردید و آیه مباهله را آورد و پیامبر (ص) را مأمور ساخت تا با کسانى که با او به مجادله و محاجه برمى خیزند و زیر بار حق نمى روند، به مباهله برخیزد و طرفین از خداوند بخواهند که افراد دروغگو را از رحمت خود دور سازد.

«فَمَنْ حاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ».

(هرکس پس از روشن شدن جریان با تو مجادله بکند بگو بیایید فرزندان و زنان ونزدیکان خود را گرد آوریم و انابه کنیم و بنالیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم).

پیام های به دست آمده از آیه مباهله چیست؟
«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اَهل) به معنای «رها كردن» و «قید و بند را از چیزی برداشتن» است و به همین جهت هنگامی كه حیوانی را به حال خود واگذارند و پستان آن را در كیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی شیر بنوشد، به آن «باهل» می گویند و «ابتهال» در دعا به معنای تضرّع و واگذاری كار به خدا است و اگر گاهی آن را به معنای «هلاكت و لعن و دوری از خدا» گرفته اند نیز به خاطر این است كه رها كردن و واگذار نمودن بنده به حال خود، این نتایج را به همراه دارد. ۱

آیه مباهله، در سوره آل عمران، آیه ۶۱ آمده است. مفسران گفته اند: این آیه، درباره هیأت نجرانی و همراهان آنها نازل شده است كه پیامبر، آنها را به مباهله دعوت كرد. آنها تا فردای آن روز از حضرت مهلت خواستند و پس از مراجعه به شخصیتهای نجران، اسقف (روحانی بزرگشان) به آنها گفت: شما فردا به محمد نگاه كنید. اگر با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمده بود، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد، با او مباهله كنید. فردای آن روز، پیامبر آمد؛ در حالی كه دست علی بن ابی طالب را گرفته و حسن و حسین(علیهم السلام) پیش روی او راه می رفتند و فاطمه(علیها السلام) پشت سرش بود.

نصاری نیز بیرون آمدند در حالی كه اسقف آنها پیشاپیش آنان قرار داشت. اسقف، درباره همراهان پیامبر سؤال كرد. به او گفتند: این پسر عمو و داماد او و محبوب ترین خلق خدا نزد اوست و این دو پسر، فرزندان دختر او از علی(ع هستند و آن بانوی جوان، دخترش فاطمه است كه عزیزترین مردم نزد او و نزدیكترین افراد به قلب اوست ... اسقف گفت: من مردی را می بینم كه در مباهله با كمال جرأت اقدام می كند و گمان می كنم راستگو باشد كه در این صورت، به خدا، یك سال بر ما نخواهد گذشت؛ درحالی كه در تمام دنیا، یك نصرانی وجود نداشته باشد كه آب بنوشد، و عرض كرد: ای ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمی كنیم؛ بلكه مصالحه می نماییم و پیامبر(صلی الله علیه وآله) با آنها مصالحه كرد. ۲

برخی از پیام های آیه یاد شده عبارتند از:

۱. استمداد از غیب بعد از به كارگیری توانایی های عادی است.

۲. فرزند دختری، همچون فرزند پسری و فرزند خود انسان است. "أبنائنا" (امام حسن و امام حسین(علیهما السلام)).

۳. زن و مرد دوشادوش هم و در كنار یكدیگر مطرح هستند.

۴. برای ایمان و هدف، پیامبر و افراد مؤمن حاضرند حتی نزدیك ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهند.

۵. در دعا آن چه مهم است انگیزه ها و شخصیتهاست نه تعداد افراد.

۶. حضرت علی(ع) جان پیامبر اكرم(ص) است.

۷. در مجالس دعا كودكان را نیز باید با خود برد و حضور آن ها در استجابت دعا تأثیر دارد.

۸. كسی كه در برابر منطق و استدلال و معجزه تسلیم نمی شود، باید او را تهدید به نابودی كرد.

۹. آخرین برگ برنده شخص مؤمن دعاست.

۱۰. اگر در مقابل دشمن محكم بایستیم، دشمن عقب نشینی می كند.

۱۱. قوام و اساس دین پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت او (علیهم السلام) هستند. ۳

پی نوشت ها:
۱. ر. ك: تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۳۷ ـ ۴۳۸ / مفردات راغب، واژه "بهل".

۲. برگرفته از تفسیر نمونه، آیت الله مكارم شیرازی و جمعی از دانشمندان، ج ۲، ص ۵۷۸ و ۵۷۹، دارالكتب الاسلامیه.
۳. ر. ك: تفسیر المیزان، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، ج ۳، ص ۲۴۳، دارالكتب الاسلامیة، تهران؛ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۲، ص ۸۴، مؤسسه در راه حق، قم.
منبع : انتظار نوجوان ش 48



نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : پیامبر اکرم(ص)، مباهله، هلاکت، مومن، برنده، دعا، تفسیر،
چهارشنبه 3 مرداد 1397 :: نویسنده : مستور
روز مباهله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم )
همه را درشهر به انتظار گذاشتیم و را ه افتادیم . این موضوع برایشان آن قدر مهم بود که یکی دو ماه منتظرمان باشند. هر کدام از ما اسب یدکی همراه خودش آورد تا در راه نمانیم.همه چیز از آن نامه شروع شد . و آرامش کلیسای مرکزی و هفتاد آبادی اطرافش را به هم ریخت. سرمان به زندگی خودمان گرم بود . زمین هامان حاصل خیز بود. اوضاع تجارتمان به راه .

بازرگانان دیگر سرزمین ها ،نجران را با اسم می شناختند . کلیسا برای خودش جاه و جلالی به هم زده بود . حتی معبدی با اسم کعبه در شهر ،قد علم کرده بود برای برابری با عبادتگاه معروف مکه ؛ولی از تقدیر نمی شود گریخت . روزی نامه ای به دست اسقف اعظم رسید که با نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب شروع شده بود و اهل نجران با به سه پیشنهاد به فکر فروبرد . نوشته بود:«من شما را از عبادت بندگان به عبادت خدا فرا می خوانم. اگر دعوتم را نپذیرفتید باید جزیه بدهید و اگر از این هم روی گردان شدید شما را به جنگ اخطار می دهم.» خبرش را داشتیم مکه را فتح کرده بود اصلا در بسیاری از موارد پیروز میدان های جنگ بود.

اما فکر نمی کردیم ما را هم به دین خود بخواند. به هر حالاسقف همه را برای مشورت جمع کرد و نامه را خواند. سرلشکر نجران طرفدار جنگ بود. ولی نیروی نظامی ما از پس آنها بر نمی آمد . رابط خارجی نجران گفت کافی ست به آنها نزدیک شویم و چنین وانمود کنیم که تسلیم آنهاییم و افرادی را به سرزمین های همسایه بفرستیم تا نیروی کمکی بیاورند آن وقت تا پشت در خانه اش برویم و غافلگیرش کنیم . سکوت مردم شکست اما صدای حارثه ابن اثال همهمه را خاموش کرد. اکثر مردم او را می شناختند . به خیر خواهی و دانش و فراست مشهور بود .

وقتی از رسا بودن صدایش مطمئن شد فرازی از انجیل را خواند که در آن از پیامبر تازه با نام احمد سخن به میان آمده بود .دو مقام دار بعد از اسقف از کار حارثه خشمگین شدند که زحمات چند صد ساله کلیسا را در چند لحظه بر باد داد . آنها هر کجای کتاب های مقدس را که مصلحت بود می خواندند. حارثه صاف رفته بود سراغ قستم ممنوعه کتاب ،باید فکری دیگر می کردند . بگو مگوها شروع شد. باید با حرف هاشان سپر می گرفتند. و تیر می زدند .

ادامه مطلب...


نوع مطلب : مباهله، 
برچسب ها : پیامبر اکرم(ص)، مباهله، مدعیان دروغین، هلاکت، یهودیان مدینه،


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

زمین بر آسمان فخر می‏ فروخت که بر پشت او گام می ‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود. باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد. (لَوْلاک لَما خَلَقتُ الْاَفْلاک).

امکانات وبلاگ

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره مباهله