تبلیغات
آزمون بندگی - جامه هاى شریف: حجره، منبر، مقام ابراهیم و...
ذکر امروز
بخش ویژه
معرفی کتاب

مجموعه اثر حاضر در هشت بخش به موضوعاتی نظیر دعوت نجرانیان به اسلام، کنفرانس در کلیسای اعظم نجران، مناظره علمای نجران درباره پیامبر(ص)، بررسی کتب آسمانی درباره پیامبر(ص)، سفر نجرانیان به مدینه، مناظره پیامبر(ص) با نجرانیان، مراسم مباهله و ندامت نجرانیان از مباهله می‌پردازد...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
                 
  • جشنواره ملی فرهنگی هنری مباهله
    موسسه غدیر شناسی با مشارکت دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد خراسان رضوی جشنواره فرهنگی هنری مباهله را در رشته های نقاشی، پویانمایی، وبلاگ نویسی، داستان کوتاه، مقاله پژوهشی، خوشنویسی، فیلم کوتاه، طراحی و تصویرگری برگزار می کند. ...

    ادامه مطلب ...
  • دستاوردهای مباهله
    جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‌شود; چرا که در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن ...

    ادامه مطلب ...
  • آیا مباهله یک حکم عمومى است ؟
    .شکى نیست که آیه فوق یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمیدهد بلکه روى سخن در آن تنها به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) است ، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود..

    ادامه مطلب ...
  • مباهله، سند عظمت اهل بیت
    هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود،گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. ...

    ادامه مطلب ...
جامه هاى شریف: حجره، منبر، مقام ابراهیم و...
الف ـ جامه حجره و منبر نبوى:
جامه حجره نبوى شریف همانند جامه درونى كعبه، همه ساله تجدید نمى شد، بلكه هرگاه دچار فرسودگى و خرابى مى گردید، آن را با جامه نوین دیگرى جایگزین مى كردند، این جامه، برخلاف جامه بیرونى كعبه، تحت تأثیر عوامل آب و هوایى نبوده و فرسوده نمى شد. و از عوامل یادشده مصون بود.قلقشندى مى گوید: حسین بن ابى الهیجاء داماد مرد نیكوكار «طلائع بن زریك» وزیر خلیفه العاضد فاطمى (555 ـ 567 هـ . ق .) كه آخرین شخص از خلفاى فاطمیان در مصر بود، براى نخستین بار حجره نبوى شریف را جامه پوشانید.

«حسین بن ابى الهیجاء» جامه اى به رنگ سفید، كه روى آن با نقش و نگارها و كمربندهایى از ابریشم زرد و سرخ آذین گردیده بود، تهیه كرد. این جامه با سوره یاسین به طور كامل تزیین شده بود. در آن هنگام «المستضىء بأمرالله» خلافت را در دست داشت.هنگامى كه جامه یاد شده به مدینه منوّره رسید، «قاسم بن مهنا» امیر مدینه در آن هنگام از قرار دادن آن در حجره نبوى امتناع كرد و اجازه خلیفه عباسى «المستضىء بأمرالله» را در این باره ضرورى دانست. اینجا بود كه «حسین بن ابى الهیجاء» فرستاده اى را به بغداد گسیل نمود تا در این باره از خلیفه اذن بگیرد. سرانجام خلیفه اجازه داد و جامه مزبور حدود دو سال در حجره نبوى شریف آویزان گردید.از آن پس، خلیفه عباسى، «المستضىء» جامه اى از ابریشم بنفش را كه گلدوزى و نقش و نگار و كمربندهاى سفید نوشته شده داشت و بر كمربند آن نامهاى: «ابوبكر»، «عمر»، «عثمان» و «على»نوشته شده بود،ارسال داشت همچنین بر قسمتى از كمربند جامه یادشده، نام خلیفه «المستضىء بأمرالله» دیده مى شد. بنابراین، جامه «حسین بن ابى الهیجاء» را از حجره برداشتند و به سوى محل دفن (حضرت)امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(علیه السلام)در كوفه(1) فرستادند و جامه خلیفه، جایگزین آن، در حجره نبوى شریف گردید.

به هنگام خلافت «الناصر لدین الله» عباسى (573 ـ 622 هـ . ق .) جامه دیگرى براى حجره نبوى شریف از ابریشم سیاه بافته شد و آن را بر روى جامه پیشین; یعنى جامه «المستضىء بأمرالله» قرار دادند. تا این كه پس از آن وقتى مادر خلیفه «الناصر لدین الله» حج گزارد، جامه دیگرى همانند جامه فرزندش را بر روى دو جامه پیشین در حجره نبوى آویخت.(2) «ابن جبیر» در سفرنامه اش، به هنگام زیارت مدینه منوره، در محرم سال 580  هـ . آن جامه ها را بر حجره نبوى شریف دیده و به هنگام توصیف حجره نبوى و روضه مباركه این چنین مى گوید:«از بالاى ضریح تا حد دیوار مرمرین جامه هایى لاجوردى رنگ آویخته اند كه بر آنها ستاره هاى هشت پر و چهارپر سپیدِ نگین دوزى شده وجود دارد و درون نگین ها دایره هایى است كه پیرامون آنها را نقطه هایى سپید در بر گرفته و منظره اى بسیار زیبا و دلنشین را به وجود آورده است. در بخش زبرین این جامه ها نیز كمربندى مایل به سفید قرار دارد...».(3)

خلیفه «الناصر لدین الله» عباسى تنها به ارسال جامه حجره نبوى شریف اكتفا نكرده، بلكه صدقاتى را براى فقرا و نیازمندان مدینه منوره در هرسال بدین شهر مى فرستاد و نیز مقدار فراوانى از پارچه هاى پنبه اى را براى كفن نمودنِ درگذشتگان از فقرا ارسال مى كرد كه در میان آنان تقسیم مى شد. این مطلب، افزون بر قندیل ها و شمع ها و انواع گوناگون از بخور و  عطرهایى كه همه ساله جهت مسجد نبوى شریف به این سو گسیل مى داشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ ظاهراً باید منظور نجف اشرف و حرم مطهر حضرت امیر(علیه السلام) باشد، «مترجم».
2 ـ قلقشندى، صبح الاعشى، ج4، ص288 و 303
3 ـ ابن جبیر، الرحله، ص151

قلقشندى مى گوید: «... ناصر لدین الله عباسى همه ساله مقدار چهارهزار دینار صدقه و  هزار و پانصد ذراع پارچه كتانى براى تكفین فقراى درگذشته، به مدینه ارسال مى نمود، این جدا از هزینه هاى ساختمان مسجد بود كه از آن جمله مى توان قندیل ها و روغن چراغ و شمع و نَدّ(1) و غالیه(2) مركب و عود براى تبخیر در مسجد را نام برد...».(3)

خلفاى بنى العباس از این پس همواره جامه هایى را براى حجره نبوى شریف مى فرستادند. همچنانكه آنان هرسال جامه اى از ابریشم سیاه را كه به آن پرچمى مزیّن به طلا بود براى منبر نبوى شریف نیز مى فرستادند «هنگامى كه جامه ها در نزد آنان فراوان گردید. از آنها براى پرده درهاى حرم استفاده كردند... این مطلب تا دوران انقراض خلافت در بغداد ادامه داشت كه از آن پس سرزمین مصر همچنانكه عهده دار جامه كعبه بود، مسؤولیت این امر را نیز به عهده گرفت...».(4)

سلاطین مصر به دوران ممالیك، جامه حجره نبوى شریف و منبر نبوى را همچنان مى فرستادند لیكن این كار به صورت منظم انجام نمى شد، تا این كه دوران سلطنت «ملك صالح اسماعیل» فرزند «سلطان ناصر محمد بن قلاوون» (743 ـ 746 هـ . ق .) فرارسید كه نامبرده برخى دهكده هاى مصرى را وقف كرد تا درآمد آنها صرف تهیه جامه بیرونى كعبه مشرفه گردد. از آن پس این جامه در سال یك بار و جامه حجره نبوى و منبر نبوى هر پنج سال یك بار بافته مى شد و ارسال مى گردید.(5)

سلاطین مصرى بعد از آن، سالى یك بار جامه بیرونى كعبه را ارسال مى داشتند. آنان افزون بر این، به هنگام رسیدن بر سلطنت جامه دیگرى به رنگ سرخ، ویژه درون كعبه و جامه اى نیز به رنگ سبز براى حجره نبوى شریف ارسال مى كردند. بر هریك از سه جامه یادشده جمله «لا اله الاّالله، محمد رسول الله» در درون حرف دال هایى كه در كنار یكدیگر قرار داده شده بود، نوشته مى شد. همچنین در حاشیه و كناره هاى آن دال، آیات مناسب دیگر و نام یاران و اصحاب رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نقش بسته بود.(6)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ نَدّ: چوب عود. «مترجم».
2 ـ غالیه: نوعى عطر خوشبو.
3 ـ قلقشندى، صبح الاعشى، ج4، ص304
4 ـ قلقشندى، صبح الاعشى، ج4، ص303 و 304; ابن الوردى، تتمة المختصر...، ج2، ص314 و 322
5 ـ فاسى، شفاءالغرام، ج1، ص123
6 ـ قطب الدین حنفى، الاعلام، ص70

در دوران عثمانى، سلاطین آل عثمان به همان شیوه دوران ممالیك عمل كردند به طورى كه «سلطان سلیم اوّل»، به هنگام اقامتش در مصر، پس از دستیابى به حكومت، عنایت ویژه اى را نسبت به تهیه جامه كعبه مشرفه و جامه حجره نبوى شریف و جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) كرد و تزیین و آذین بندى آن را به درجه والایى رسانید.(1)

هنگامى كه «سلطان سلیمان قانونى» به خلافت رسید، به آگاهى او رساندند كه درآمد وقفى كه از سوى ملك صالح اسماعیل براى تهیه جامه كعبه قرار داده شده، كافى نیست و او دستور داد كه از محل خزانه سلطنتى در مصر، هفت دهكده دیگر مصرى خریدارى شود و به وقف پیشین افزوده گردد. بنابراین، از آن پس تعداد دهكده هاى وقف شده به ده(2) رسید كه این مطلب در سال 947 هـ . ق . اتفاق افتاد.

نامبرده درآمد این وقف ها را براى تهیه و ساخت جامه بیرونى كعبه در هر سال قرار داد و اضافه عایدات را نیز براى ساختن جامه درونى كعبه و جامه حجره نبوى شریف و منبر نبوى و دیگر جامه ها در هر پانزده سال یك بار اختصاص داد.اضافه بر آن ـ همچنانكه پیش از این در مورد سلاطین مصرى اشاره شد ـ هریك از سلاطین عثمانى به هنگام جلوس بر كرسى خلافت، جامه ویژه اى براى درون كعبه و نیز جامه اى براى حجره نبوى شریف ارسال مى داشتند. این روش همچنان ادامه داشت تا این كه عثمانیان از ارسال این دو جامه خوددارى نمودند.

ب ـ جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام)
جامه مقام ابراهیم(علیه السلام)(3) و آغاز پیدایش آن و قرار گرفتنش بر مقام، كه ترجیحاً نخستین جامه اى كه بر مقام قرار گرفت به دوران ممالیك برمى گردد; زیرا مقام تا قرن ششم هجرى در جایگاه اصلى خود، در كنار چاه زمزم به صورت دائمى قرار نداشت.این جابه جایى مقام از جایگاه اصلى خود، دوبار اتفاق افتاد:نخست: در ایام فتنه قرامطه بود كه در ذى الحجّة سال 317 هـ . ق . به مكه واقع شد و ـ به هنگام مراجعتشان ـ حجرالأسود را به همراه خود به كشورشان حمل كردند. و قصد داشتند كه مقام ابراهیم(علیه السلام) را نیز به همراه خویش ببرند اما پرده داران كعبه و متولیان آن، مقـام را در یكـى از شعـب هاى مكه پنهـان كردند و پس از فروخـوابیدن فتنه و مراجعت قرامطـه به كشور خویش، مجدداً آن را به مسجـد بازآوردند و در جایگـاه اصلى و معـروف خود قـرار دادنـد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ ابن ایاس: بدائع الزهور...، ج5، ص205
2 ـ قطب الدین حنفى، الاعلام، ص70 و 71
3 ـ مقام ابراهیم، همان سنگى است كه ابراهیم خلیل(علیه السلام) به هنگام بناى كعبه بر آن ایستاد. این گفته از «ابن عباس» و نیز از «سعید بن جبیر» و جز اینها روایت شده. و نیز گفته اند كه: حضرت خلیل(علیه السلام) به هنگام نداى حج براى مردم، بر بالاى آن ایستاد.

جابه جایى دوّم، در قرن ششم هجرى رخ داد. در این دوران، مقام را از در این جا رأى سومى نیز وجود دار كه مضمون آن چنین اسیت: حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام) هنگامى كه همسر فرزندش اسماعیلب سر او را مى شست، بر روى آن ایستاد. این در زمانى بود كه حضرت ابراهیم براى دیدن فرزندش به این دیار آمد. سعید بن جبیر سخن آخر را استوار و محكم ندانسته است. در هرصورت مى توان گفت كه حضرت ابراهیم براى انجام كارهاى یادشده بر آن ایستاده است.خلفاى عباسى به جهت تأثیرپذیرى مقام نسبت به عوامل طبیعى و سستى سنگ و بیم از شكافته شدن آن، اهمیت ویژه اى بدان دادند و پیرامون مقام را بهوسیله طوق هایى از طلا و نقره آذین كردند و آن را محكم و استوار ساختند.

هنگامى كه خلیفه مهدى از خطراتى كه متوجه مقام بود، آگاه شد، در سال 161 هجرى هزار دینار یا بیشتر را به مكه ارسال كرد كه با آن مقام را از بالا تا پایین به صورتى پایدار و استوار درآوردند. متوكل على الله، به هنگام حكومتش بهوسیله طلا، پوشش دیگرى را بر تزئین پیشین مهدى افزود. این آذین بندى به سال 236هجرى واقع شد.در سال 256 هجرى پرده داران به على بن حسن عباسى، عهده دار امور مكه، گزارش دادند كه مقام از هم گسیخته است و بیم از تباهى آن دارندا. نامبرده گان از على بن حسن عباسى درخواست كردند كه مقام را ضمن استوار و ثابت كردن، آذین نماید و او دو طوق از طلا به مقدار 992 مثقال و طوقى دیگر از نقره ساخت و سپس مقام را آورده، بهوسیله جیوه سنگ مقام را درمیان طوق هاى یادشده آنچنان قرار دادند كه غیرقابل گسستن بود. این كار به دست «بُشر» مولاى خلیفه معتمد على الله عباسى انجام پذیرفت. آنگاه سنگ مقام را با تزئین هاى صورت گرفته، به جایگاه اوّلى بازگرداندند و در آن ثابت و استوار كردند. (فاسى، شفاءالغرام، ج1، ص202 و 203).

جایگاه اصلى خویش در كنار چاه زمزم برداشتند و آن را در نخستین پلّه ورودى به بام بیت الله، در درون كعبه قرار دادند. هنگامى كه آن را از درون كعبه خارج مى ساختند، در جایگاه اصلى خویش قرار مى گرفت.(1)

«ابن جبیر» جهانگرد مشهور، به سال 579 هـ . ق . ـ هنگام توصیف درون كعبه مشرفه ـ در این باره چنین شرح مى دهد:«مقام ابراهیم(علیه السلام)، براى محافظت در اتاقى واقع در ركن عراقى از درون كعبه قرار دارد و جایگاه اصلى آن، در خارج از كعبه، در جایگاهى است كه بر آن گنبدى از چوب برپا گردیده و مردم در پس آن به نماز مى ایستند. همچنین علاوه بر آن، داراى گنبدى از آهن بوده كه چون موسم حج بیاید و مردم انبوه شوند، گنبد آهنین را جایگزین گنبد چوبین مى سازند.»

ابن جبیر ادامه مى دهد: «در ماه رجب سال 579 هـ . ق . هنگامى كه امیر مكه «مكثربن عیسى» عمره رجبیه گزارد، مقام را براى او از درون كعبه خارج ساختند و در جایگاه اصلى اش قرار دادند تا نامبرده در پسِ آن، نماز به جاى آورد. سپس گنبد چوبین مقام از روى آن برداشته شد كه امیر، سنگ مقام را استلام كند. در این هنگام گنبد براى بار دیگر بر روى آن بازگردانیده شد».«... هنگامى كه (مكثربن عیسى) از طواف فارغ گردید، در كنار ملتزم نماز بپاداشت. سپس به سوى مقام آمد و در پشت آن نماز گزارد.در حالى كه مقام را براى وى از كعبه خارج كرده و در زیر گنبد چوبین خود قرار داده بودند تا نامبرده در پس آن نماز بپا دارد. هنگامى كه نماز او به پایان رسید، گنبد را از روى مقام برگرفتند و امیر با دستان خویش آن را استلام كرد و سپس به صورت خود كشید آنگاه گنبد بار دیگر بر روى آن قرار داده شد....»(2)

طبق این مطالب دانسته مى شود كه مقام ابراهیم تا اواخر قرن ششم هجرى، در جایگاه خود ثابت نبوده است. آنان سنگ مقام را از بیم دزدى و یا رسیدن آسیب، به درون كعبه منتقل مى كرده اند.نگارنده در هیچ یك از نوشته هاى تاریخ نگاران درباره مقام ابراهیم(علیه السلام)اشاره اى به زمان دائمىِ قرار گرفتن آن در جایگاه اصلى خویش و این كه در چه زمانى براى نخستین بار جامه بر آن آویخته اند، برخورد نكرده ام. نخستین اشاره اى كه به جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) شده، همان مطلبى است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ محمد طاهر كردى، تاریخ القویم لمكّة و بیت الله الكریم، ج4، ص44
2 ـ ابن جبیر، الرحله، ص55، 56، 97; فاسى، شفاءالغرام، ج1، ص204

كه قلقشندى (متوفاى سال 821 هـ . ق .) ـ پس از توصیف جامه كعبه مشرفه درعصرخویش و برداشته شدن جامه قدیمى آن و قرار داده شدن جامه نوین بر آن ـ یاد كرده است. او در این باره مى گوید:«... و مقام با جامه اى همانند جامه كعبه پوشانیده مى شود...».(1)

با این اشاره دانسته مى شود كه در دوران قلقشندى، مقام داراى جامه و پوشش بوده است. لیكن این گفته، آغازِ جامه كردنِ مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) را براى ما روشن نمى سازد. بنابراین، از آنچه كه گذشت، مى توان نتیجه گرفت و با اطمینان گفت كه جامه مقام در دوران ممالیك پدید آمده است.اما عثمانیان، باید گفت كه آنان اهمیت ویژه اى به جامه بیرونى كعبه مشرفه و نیز جامه درونى آن و پرده ها و تمامى جامه هاى دیگر، مانند جامه حجره نبوى شریف و منبر نبوى همچنین به جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام)، از خود نشان مى دادند. به طورى كه (سلطان) سلیم اول ـ همچنان كه بدان اشاره كردیم ـ به هنگام اقامت خویش در مصر، به ساخته شدن جامه كعبه و جامه حجره نبوى شریف و جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) اهتمام ورزید تا بدانجا كه در تزیین جامه هاى یادشده، به صورت غیر معمول، آنچنان نمود كه در زیبایى و جمال بى نظیر گردید.(2)

ارسال جامه مقام در سرتاسر دوران عثمانى و در عصر جدید ـ كه در آینده از آن سخن خواهیم گفت ـ همچنان ادامه یافـت تا این كه در سال 1359 هـ . ق . مصر از ارسـال آن خوددارى كـرد; زیرا نزد آنان آشكـار گردید كه این جامه بر مقـام ابراهیم خلیـل(علیه السلام) قرار داده نمـى شود.به نظر مى رسد كه جامه مقام، همه ساله، به همراه جامه بیرونى كعبه ارسال مى شده است. گواه ما بر این سخن، بر دو پایه استوار است:

اول: وقف گسترده اى كه از سوى «سلطان سلیمان قانونى» انجام گرفت، كه ده دهكده مصرى بوده و درآمد آن بر ساخته شدن جامه بیرونى كعبه در هر سال و جامه درونى آن و جامه حجره نبوى شریف و منبر نبوى و محراب تهجد و محراب ابن عباس و آرامگاه او و آرامگاه عقیل بن ابى طالب و نیز بر آرامگاه (حضرت امام) حسن بن على(علیهما السلام) و عثمان بن عفان و فاطمه بنت اسد، در هر پانزده سال یك بار هزینه مى گردید. در آن اشاره اى به جامه
مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) نشده، در صورتى كه از تمامى جامه هاى یادشده براى محراب ها و قبور بزرگان از صحابه ـ رضوان الله تعالى علیهم اجمعین ـ یادشده است. این مطلب عاقلانه به نظر نمى رسد كه جامه مقام كه از پیش و از دوران ممالیك تا آغاز دوران عثمانیان همواره درنظر گرفته مى شد از یاد برود و از جامه هاى دیگر براى محراب ها و قبور در آن یاد شود!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ صبح الاعشى، ج4، ص283
2 ـ ابن ایاس، بدایع الزهور، ج5، ص205

بنابراین نتیجه مى گیریم كه جامه مقام ابراهیم در هرسال، به همراه جامه بیرونى كعبه مشرفه، بدان جهت كه این جامه نیز در معرض عوامل طبیعى همانند جامه كعبه بوده، ارسال مى گردیده است.

دوم: با مراجعه به شهادت نامه هاى شرعى تسلیم جامه كعبه مشرفه در دوران كنونى، مشاهده كردیم كه جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) همه ساله به همراه جامه بیرونى كعبه ارسال مى گردیده است. این شهادت نامه نشانگر آن است كه این مطلب به صورت عادتى از دوران عثمانى تاكنون ادامه داشته است، باتوجه به این كه مصر به صورت رسمى تا آغاز جنگ جهانى اول در سال 1332 هـ . ق . زیر نفوذ دولت عثمانى باقى بود.

ج ـ جامه حجر اسماعیل(علیه السلام):
در هیچ یك از نوشته هاى تاریخ نگاران به مطلبى برنمى خوریم كه از جامه حجر اسماعیل پیش از سال 852 هجرى بحث كرده باشد، ولى در این سال سلطان «ظاهر چقمق» از پادشاهان ممالیك، جامه اى از ابریشم سیاه را به همراه جامه كعبه مشرفه ویژه حجر اسماعیل(علیه السلام) ارسال نمود و چون پیش از این هیچگاه بر حجر اسماعیل(علیه السلام) جامه اى را قرار نداده بودند و این براى نخستین بار بود، بنابراین جامه یادشده یك سال در درون كعبه قرار داده شد. سپس آن را خارج ساخته و در موسم حج سال 853 هجرى بر روى قسمت بیرونى حجر اسماعیل قرار دادند. در همان زمان جامه دیگرى ویژه قسمت درونى حجر اسماعیل رسید كه آن را نیز از داخـل حجر آویختنـد. این جامه براى اولیـن و آخرین بار بر روى آن قـرار داده شد و پـس از آن ـ تاریخ نگاران ـ از ارسال جامه هاى دیگرى بدین منظور یاد نكرده اند.(1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ یوسف احمد، المحمل و الحج، ج1، ص249; حسین بن عبدالله باسلامه، تاریخ الكعبة المعظمة، ص176 و 177

د ـ پرده دروازه منبر مكّى:
گفتنى است على رغم این كه نصب آغازین پرده دروازه منبر مكى، از دوران عباسى ـ همچنان كه پیش از این بدان اشاره كردیم ـ بوده و به اثبات رسیده است، لیكن این جانب به هیچ گونه مطلبى، حتّى به اشاره دست نیافتم كه به تهیه پرده ویژه دروازه منبر مكى در دوران كنونى (اوایل قرن چهاردهم هجرى) پرداخته باشد. اما در شهادت نامه هاى شرعى تسلیم جامه كعبه، به وجود پرده دروازه منبر مكى،(1) دست مى یابیم.حال آیا از صورت شهادت نامه هاى شرعى یادشده برمى آید كه پرده دروازه منبر مكى در دوران جدید پدید آمده است یا این كه پرده یادشده هرسال به همراه جامه بیرونى كعبه و به همراه جامه مقام ابراهیم خلیل(علیه السلام) از دوران عباسى و یا از دوران ممالیك یا دوران عثمانى به اعتبار این كه این پرده خود جزئى پیوسته از جامه كعبه به شمار آمده و در معرض تأثیر عوامل جوّى قرار داشته، ارسال مى گردیده است؟

گمان دارم كه پرده یادشده همواره به همراه جامه كعبه هرسال از مصر حداقل در دوران عثمانى ارسال مى گردیده است.گواه بر این مطلب اوقاف سنگینى است كه از سوى «سلطان سلیمان قانونى» بر جامه كعبه تعیین گردیده بود و آن افزون بر نیاز جامه در یك سال بوده و این مطلبى است كه سلطان یادشده در ضمن وقف نامه یادشده، ذكر كرده است كه مازاد بر آن را صرف تهیه جامه هاى دیگرى براى حجره نبوى شریف و منبر نبوى و محراب هاى گوناگون و پرده هایى براى قبور برخى از بزرگان صحابه ـ رضوان الله علیهم ـ قرار داده شود. بنابراین منطقى به نظر نمى رسد در جایى كه پرده هاى فراوان دیگرى كه شاید آنچنان ضرورتى هم نداشته است بر روى ضریح برخى از بزرگان صحابه یادشده در وقف نامه سابق ذكر گردد و پرده دروازه منبر مكى را از آن استثنا نمایند. تهیه و آماده كردن آن و نیز ارسال سالانه آن از مصر به همراه جامه در دوران جدید، خود مى تواند گواهى بر نظر این جانب باشد. كه این مطلب استمرار آن عادت از پیش به شمار آمده نه آنكه در عصر جدید پدید آمده باشد.

ارسال این پرده از مصر، همچنانكه در صورت شهادت نامه شرعى سال 1280 هجرى آمده است، متوقف گردید. ما از زمان دقیق توقف ارسال آن، آگاه نیستیم لیكن به نظر مى رسد موانعى دركار بوده است كه در پایان، موجب توقف ارسال جامه مقام در سال 1359 هجرى گردید. همچنانكه در این باره به هنگام سخن از جامه مقام از آن یاد كردیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ نكـ : دو شهادت نامه شرعى سال هاى 1321 و 1322 هـ . ق .

هـ ـ كیسه جایگاه كلید كعبه
درباره این كیسه، اطلاعات دقیقى از پیش در دست نداریم; زیرا به درستى نمى دانیم از چه هنگام ساخته شده است؟ و آیا هرسال ارسال مى گردیده یا خیر؟ با بررسى و دیدن نوشته هاى تاریخ نگاران در این باره، به هیچ گونه اشاره اى برخورد نكردیم. تنها، روایتى را كه در آن از چگونگى سرقت كلید در كعبه معظمه، در روزهاى پایانى ماه رمضان سال 976 هجرى سخن به میان آمده به دست آوردیم. بر اساس روایت یادشده، «شیخ عبدالواحد شیبى» طبق عادت همه ساله، درِ كعبه مشرفه را براى ورود بانوان گشود. در این هنگام كلید كعبه كه با پوششى از طلا آذین گردیده بود، از اتاق نامبرده به سرقت رفت. غوغایى در درون حرم شریف به پا گردید. درهاى مسجدالحرام را بسته و مردم را بازرسى نمودند. لیكن این كار سودى نبخشید تا این كه «سنان پاشا» در یمن آگاه گردید كه كلید نزد شخصى عجمى است. پس از دستگیرى و اقرار وى، خانه او را محاصره كردند و كلید كعبه به همراه اموال دزدى دیگرى در آن جا یافت شد.وى پس از گردن زدن دزد، كلید را براى «شیخ عبدالواحد شیبى» بازفرستاد.(1)آیا این حادثه مى تواند آغازى براى اهمیت دادن به كلید كعبه به شمار آید و از آن هنگام، كیسه كلید كعبه ساخته شده باشد؟ شاید چنین باشد.

با این كه در نوشته هاى تاریخ نگاران پس از این تاریخ (976 هـ .) به مطلبى مبنى بر ساخت كیسه كلید كعبه دست نیافتیم. لیكن اشاره نكردن آنان، موجب نفى مطلق ساختن این كیسه و ارسال آن در هر سال به همراه جامه كعبه معظمه نیست; زیرا آن كیسه از ضمیمه هاى جامه به شمار آمده و تاریخ نگاران ضرورتى بر ذكر آن به هنگام ارسال جامه نمى دیده اند. همچنان كه در عصر جدید، شهادت نامه هاى شرعى تسلیم جامه كعبه معظمه، به وجود آن كیسه، به عنوان ضمیمه جامه شریفه در هر سال اشاره دارد.(2)

در صورتى كه سخن «ابراهیم رفعت پاشا» را، كه به عنوان فرمانده نیروهاى نظامى محمل حج مصرى و سپس چندین سال به عنوان امیرالحاج مصر بوده و همه ساله جامه كعبه را همراهى مى كرده، بدان بیفزاییم ـ نامبرده در كتاب خود درباره ساخته شدن این كیسه از زمانى بس دراز در پیش سخن گفته و اضافه مى كند:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ ابراهیم رفعـت، مرآة الحـرمین، ج1، ص299 و 300; حسین عبـدالله، باسـلامه، تاریخ الكعبـة المعظمه ص379 و 380
2 ـ نكـ : به شهادت نامه هاى شرعى تسلیم جامه كعبه معظمه در سال هاى 1321، 1322 و 1380 هـ . ق .
«... از قدیم رسم بر این بوده كه به
همراه جامه كعبه، كیسه اى جهت كلید درِ كعبه ساخته مى شد و این كیسه به همراه كلید درِ كعبه نزد بزرگ خاندان بنى شیبه قرار مى گرفت....»(1)

بنابراین با گفته هاى پیش آشكار مى گردد كه كیسه كلید كعبه از دوران عثمانى ساخته شده و به همراه جامه شریفه، همه ساله ارسال مى گردیده است.این جانب در ضمن بازدیدى كه از كارگاه جامه شریف در «خرنفش» واقع در قاهره به عمل آوردم. قطعه هاى جامه اى را كه دولت سعودى در سال 1381 هجرى از دریافت آن خوددارى نمود، مشاهده كردم. این مطلب درنتیجه بروز اختلافات سیاسى بین مصر و دولت سعودى پیش آمد ـ كه در آینده به هنگام سخن از جامه در دوران جدید از آن سخن به میان خواهیم آورد ـ همچنانكه در میان قطعه هاى یادشده، كیسه كلید كعبه معظمه را نیز ملاحظه نمودم.

در پایان سخن خود از جامه هاى یادشده كه از مصر به كعبه مشرفه ارسال مى گردید و نیز پس از توضیح درباره پیدایش آنان، ضرورى دانستیم كه از ابعاد و ویژگى هاى آنها و نیز چگونگى تزیین جامه هاى یادشده به هنگام سخن از جامه كعبه در عصر جدید براى شما به تفصیل سخن بگوییم، ان شاءالله.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ ابراهیم رفعت، مرآة الحرمین، ج1، ص300

محمّد الدقن / هادى انصارى


درباره وبلاگ

زمین بر آسمان فخر می‏ فروخت که بر پشت او گام می ‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود. باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد. (لَوْلاک لَما خَلَقتُ الْاَفْلاک).

امکانات وبلاگ

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره مباهله