تبلیغات
آزمون بندگی - اعتراف در عرفات ، معرفت در عرفه
تاریخ : جمعه 5 آبان 1391 | 12:26 ق.ظ | نویسنده : مستور
عرفات مکانی است محدود و گناهانی که باید در آن اعتراف کرد ، نامحدود و عرفه زمانی است محدودتر و معرفتی که باید کسب شود نامحدودتر.ولی خدای عرفات و عرفه ، «اعظم من کل عظیم» و «ارحم من کل رحیم» و خدای اعطاکننده برکت و «مضاعف الحسنات» است. به محدودیت و نقص خودتان و به گذرا بودن عرفه ننگرید به عظمت خدایی بنگرید که «رب کل شیئ» است و اراده اش تعلق گرفته است که گناه را هرچه بزرگ و بی شمار باشد ، در این مکان ببخشاید و معرفت را هر قدر عمیق و لطیف باشد ، در ظرف جان متقاضیان بچکاند. عرفات محل اعتراف و ریزش گناهان است و عرفه ، محل حلول معارف الهی.آیا امر اعتراف و بخشایش و جوشش معرفت باید بدون اراده ما و یکطرفه باشد؟ ما انسان راحت طلب حتی مغفرت و معرفت را بی زحمت و رایگان می خواهیم.

ولی عزیزان من ، در تمام دعاها و زیارات خطاب به اسوه های بشریت می گوییم : «اشهد انک جاهدت فی الله حق جهاده» یعنی «من شهادت می دهم که تو ای پیامبر ، ای امام نهایت تلاش خودت را برای به دست آوردن معرفت ، و برای پرهیز از گناه و برای اعتراف و برای کسب لیاقت بخشایش به کار بستی و با این همه ، بقیه کارها را به خدا تفویض کرد و به او و نه به غیر او امید بستی» زایر خانه خدا باید بداند که امام او که فرزند علی (ع) و فاطمه (س) و نور چشم پیامبر و عزیز دردانه خدا بود ، نهایت تلاش خود را برای شناخت خدا و برای عدم ارتکاب آنچه را که مورد رضایت خدا نیست ، به کار برد و من که می خواهم شیعه حسینی باشم نمی توانم در عقاید و نگاه دینی ، او را مقتدا و پیشوا قرار ندهم.

زایر خانه خدا و میهمان بساط عرفات ، باید بداند ، وقوف در عرفات برای رسیدن به معرفت است و اگر سفارش و رسم شده است که آن روز را به دعا می گذرانند ، دعا نه لقلقه زبان و قرائت الفاظی عربی یا فارسی و ریزش قطراتی اشک که بازگو کردن عقاید به نحوه نگرش به خالق هستی و خود و رابطه فی مابین است و دعا ، بازخوانی عقاید دیگری و قرائت محتوای فکری او نیست ، دعا ، صحبت با خداست و صحبت اگر از دل نجوشد ، خدای علام الغیوب ، خود بهتر از هر کس می داند که او قاری است و نه داعی و خداوند وعده استجابت دعا داده است و نه قرائت یک متن هر چند که آن متن ، متنی مقدس باشد. امام حسین (ع) در این روز با چشمانی اشکبار ، یک دور اعتقادات خود را بازگو می کند ، از شهادتین گرفته تا اعتراف به دریافت نعمتهای جسمی و روحی ، مادی و معنوی و این شهادت را نه فقط با زبان ظاهر که با حقیقت ایمان و اعتقاد درونی ، از مکنونات دل ، با خطوط چهره ، با مجاری تنفسی ، با صداگیرهای پرده گوش ، با ریشه های دندان ، با مفاصل و اعضا با کلیه بافتها و نسوج داخلی ، و در یک کلام ، با تک تک سلولهای بدن بیان می کند. امامی که فرزند علی و زهراست ، امامی که پاره تن و نور چشم پیامبر(ص) است ، ظاهرا احتیاجی به تجدید شهادتین ندارد و اگر دارد می تواند بگوید به خدایی خدا و به رسالت محمد(ص) معتقدم ، ولی چرا امام بیش از 40عضو و حالت را نام می برد؟ زیباتر از این و دقیق تر و گسترده تر از این نمی توانست این حقیقت را برساند که خدایا با تمام وجودم و با تک تک سلولهایم این اعتقادات را اقرار می کنم ، آیا ما هم در عرفات با تک تک سلولهایمان به وحدانیت خدا اقرار خواهیم کرد؟ قرائت و روخوانی دعای عرفه امام حسین (ع) یا امام سجاد(ع) کافی نیست ، باید با حسین (ع) و سجاد(ع) همسو و هم عقیده شوی ، باید بتوانی کلمات حسینی آن دعا را از دل خود بیرون بکشی و به نحوی که خدای منان بپذیرد که این تویی که چنین اعتقادی داری و این تک تک سلولهای توست که فریاد توحید سر داده است ؛ عزیز من ، دعا نخوان ، دعا کن ، دعا را خودت بسرا، نمی گویم دعای امام حسین (ع) را کنار بگذار و خودت با زبان خودت دعا کن ، نه ، دعای امام حسین (ع) را نخوان ، دعای امام حسین (ع) را از زبان خودت به خدا عرضه کن ! و تو نیک واقفی که خدا را نمی توان فریفت ؛ و آن دانای ضمایر و مکنونات بهتر از هر کس می داند که در عمق دل تو چه می گذرد و آنچه بر زبان تو جاری است چقدر از دل برآمده است و چقدر روخوانی و لقلقه جملاتی عربی است بعضا مفهوم و بعضا حتی برای قاری هم نامفهوم.

بعد از حدود 40مورد ذکر اعضائ و جوارح و قوای ظاهری و باطنی ، امام چه می گوید و ما چه خواهیم گفت؟ آیا جمله ذکر شده امام از عمق جان ما هم برخواهد خاست؟ امام فرمود: خدایا! اگر هزاران سال عمر دهی و همه را تا نهایت ، تلاش کنم که بتوانم شکر یکی از نعمتهای تو را ادا کنم ، نمی توانم.

آیا ما هم چنین عقیده ای داریم و با تک تک سلولها آن را فریاد می زنیم؟ پس چرا خود را از خدا طلبکار می دانیم؟ امام با چشمان اشکبار از عمق جان می گوید: «اللهم اخسا شیطانی» ، خدایا شیطان نفسم را بران ، آیا ما هم می خواهیم شیطانمان رانده شود. آیا در همین فقره هم در نهایت تنبلی و راحت طلبی مایل نیستیم ، ما بنشینیم و خدا شیطان نفس ما را براند ، نه عزیزان من ، صریح آموزه های دینی ما می گوید: «الداعی بلاعمل کالرامی بلاوتر» دعاکننده بی عمل مثل تیرانداز بدون کمان است.

من باید ترفندهای شیطان نفسم را بشناسم و راههای مقابله با آن را شناسایی کنم و عملا مشغول راندن و مقابله با شیطان نفس باشم ، در ضمن از خدا هم توفیق بخواهم و این شناخت ها و اراده مقابله باید از عمق جان برآید و الا دعا ، دعا نیست.

چند جمله ای عربی است ، قرائت می شود ، بی فایده هم نیست ، چه بسا قطرات اشکی هم به همراه بیاورد و البته و صدالبته خدای ارحم الراحمین هیچ دستی را در عرفات خالی برنمی گرداند؛ البته اگر شما تقاضای پر کردن لیوان آبی را داشته باشید، خدا لیوان را پر خواهد کرد، ولی مطمئن باش با گذر عارفانه به مفاهیم بلند دعای عرفه امام حسین (ع) و امام سجاد (ع) می توانی اقیانوسی را در آن صحرا در پیش روی حضرت ذوالجلال بگیری تا آن را برایت پر کند. ظرف همه در عرفات پر می شود ، مواظب باش به جای اقیانوس به یک قاشق چایخوری بسنده نکنی.
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه نیست.

سعی کن دعا را قبل از عرفه مرور کنی و تلاش کن با فهم نسبی مفاهیم بلند آن ، در لحظات طلایی عصر عرفه که دعا را به صورت گروهی در کاروان می خوانی ، یک به یک کلمات و خواسته های مندرج در دعا را بطلبی و بخواهی ؛ دعا. خواستن است نه خواندن و قرائت کردن.

حضرت امیر مومنان (ع) می فرماید: «خیرالدعائ ماجری من قلبک علی لسانک» بهترین درجه دعا آن است که مفاهیمی که بر زبانت جاری می شود از قلب و عمق جانت جوشیده و درخواست شده باشد. این شما و این عرفه و دعاهای بلند آن.




طبقه بندی: حــج،