تبلیغات
آزمون بندگی - بهار در بهار
تاریخ : جمعه 27 دی 1392 | 06:21 ب.ظ | نویسنده : مستور
صبح، در زنجیر بود و جهان در میان دست‏ های اضطراب و ترس، اسیر.

خطوط صحیفه سبز عشق، مخدوش و مبهم و ناخدایان جهالت، برده دینار و درهم.

هیچ‏کس از درخت نمی‏ گفت و بر آشوب خزان، برنمی‏ آشفت... ناگهان، پایه ‏های قصر «قیصر»ها شکست، ستون کاخ «کسرا»ها از هم گسست و شعله‏ های شوم آتشکده ‏های ظلمت ‏افروز، فرو نشست.

زیباترین جلوه جمال حضرت جمیل و ربّ جلیل، در جهان جلوه ‏گر گشت و زمین، سرشار از آوای «اللّه‏ اکبر» و محمد صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله ، فریاد رستگاری را فریاد کرد: «قُولُوا لا اِلهَ اِلاَّ اللّه‏ تُفْلِحوا». او آمد و انسان را به آسمان فراخواند؛ به اندیشه و ایمان. او آمد و اساس انسانیت را «تقوا» برشمرد و زن را که برده بود ـ مرده بود ـ از حضیض ذلت به اوج عزت برد. او با طراوت توحید، بر ارواح خاکی ضمیران، زیبایی بخشید و با عطر نماز، پاکی و پارسایی.

او بهانه آفرینش بود: «لَوْلاک لما خَلَقْتُ الْاَفْلاک»؛ مدینه دانش و برانگیخته پرورش: «انّی بُعثتُ لاِءُتَمِّمَ مَکارِمَ الاْءَخْلاقِ».

او الفت ‏بخش دل‏ها بود و پیامش وحدت‏ آفرین: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ».

هرچه سرگردانی و حیرانی، محصول اختلاف است؛ باید به اتفاق و اتحاد، دل بست و به صراط مستقیم پیوست.

قاصد مژده خدا، پیامِ رحمت بر لبان از «حرا» رسید و نور ایمان و عشق را بر دل‏های خسته و تاریک دمید.

زمین و زمان، از روشنایش چون بهار، آذین گردید و زندگی ـ در نگاه همگان ـ همچون لبخند صبح، شیرین و دل‏نشین... .

ای خورشید تابان!

آسمان دل‏هامان را با آیه‏ های آفتاب، نورباران گردان!



طبقه بندی: مناسبت ها،