تبلیغات
آزمون بندگی - معنای لغت مباهله
تاریخ : دوشنبه 7 خرداد 1397 | 05:44 ب.ظ | نویسنده : مستور
مباهله در اصل از ماده بهل بروزن أهل به معنای رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن را گویند به همین جهت هنگامی که حیوانی را به حال خود واگذارند و پستان آن را در کیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی از مادرشیر بنوشد به آن باهَل می گویند و ابتهال در دعاء بمعنای تضرع و واگذاری کار به خداست. و اگر آن را گاهی بمعنای هلاکت ولعن ودوری ازخدا گرفته اند نیز بخاطر این است که رها و واگذار کردن بنده را به حال خوداین نتایج را به دنبال می آورد این بود معنای مباهله از نظر ریشه لغت.و از نظر مفهوم متداول که درآیه مباهله گرفته شده، به معنی نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است به این ترتیب افرادی که باهم گفتگو در باره یک مسئله مهم مذهبی که دارند در یک جا جمع شده، به درگاه خداوند تضرع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.

ابن عباس گوید: ثمّ نبتهل ای نتضرّع فی الدّعاء تضرع دردعاء نمائیم.ابو عبیده وکسائی گویند نلتعن به همدیگر لعنت کنیم و أصل ابتهال جد و جهد دردعاء برای لعن کردن میگویند بهَلَهُ اللّه یعنی خدالعنتش کند و بَهْل به معنی آب کم نیز آمده است اصل در بهلۀ با ضمه وفتحۀ آنطور که گفته اند به معنای لعنت کردن است سپس در مطلق دعا شایع شد چنانچه گفته میشود فلانی:یبتهل الی اللّه فی حاجته: برای برآورده شدن حاجتش خدارا میخواند.

ابتهال به معنای جدیت در دعاست. ابتهل فی الإبتهال: هو الإجتهاد فی الدّعاء ولا یقال إبتهل فی الدّعاء الّا اذا کان هناك اجتهاد الدّعاء در جائی گفته میشود که جدیت واجتهاد در دعا داشته باشد.کلمه ثمّ نبتهل ای نتباهل بأن نقول بهلۀاللّه علی الکاذب منّا ومنکم والبهلۀ بال ّ ض مۀ والفتحۀ اللّعنۀ وبهله اللّه لعنه وأبعده من رحمته نبتهل یا نتباهل را آن وقت میگویند که دو نفر به همدیگر بگویند لعنت خدا بر دروغگو باد یعنی خدا اورا لعنت کند واز رحمتش دور سازد.بهل الشّیء والبعیر اهماله وتخلیته ثم استعمل فی الإسترسال فی الدعا ء سواء کان لعناً أولا، الّا انّه یفسّر باللّعن لأنّه المراد فی الواقع رها شد چیزی وشتر آزاد ورها شد سپس دردعاء استعمال شد خواه لعن باشد یانه، اما در این آیه به معنای لعن تفسیر شده است چون منظور آنست.

منبع:
از مباهله تا عاشورا/نوشته:محمد امینی گلستانی.
مشخصات نشر : قم: سپهرآذین، 1384



طبقه بندی: مباهله،
برچسب ها: رها کردن، قید و بند، لغت، مباهله، ابن عباس،