تبلیغات
آزمون بندگی - مباهله ، راهكار اثبات حقانیت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397 | 09:30 ق.ظ | نویسنده : مستور
دعوت پیامبر از مسیحیان نجران برای پذیرش اسلام
بیست و چهارم ذی الحجه سالروز واقعه ای مهم در صدر اسلام است. پس از فتح مكه آوازه اسلام سراسر جزیره العرب را فراگرفته بود و گروه ها و هیئت های متعددی پس از سال هشتم هجری برای آشنایی با اسلام به مدینه سفر می كردند. در سال نهم هجری این مراجعات به حد اعلای خود رسید تا آنجا كه این سال را «عام الوفود» نامیدند. این مسئله پیامبر اسلام را بر آن داشت تا نامه ها و نمایندگانی ویژه را برای دعوت به اسلام به سوی زمامداران و پادشاهان و بزرگان كشورها و اقوام مختلف روانه سازد.به واقع حضور نمایندگان اقوام و گروه های مختلف در مدینه نشان دهنده نفوذ اسلام درمیان مردمان نقاط دور دست و فرصتی مناسب برای گسترش مرزهای ایمانی مسلمانان بود.

حال سال دهم هجری است، یكی از اقوامی كه مورد توجه رسول خدا قرار می گیرد مسیحیان نجران هستند، نجران نقطه ای است درمیان سرزمین حجاز و یمن و پیامبر(ص) در نامه ای به اسقف نصارای این منطقه آنان را اینچنین به اسلام دعوت می كند:«شما را از ولایت بندگان نهی كرده و به پرستش خدا دعوت می كنم، از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد گردید

اسقف مسیحیان نجران هنگامی كه این نامه را دریافت می كند، شورایی از همكیشان و نزدیكان خود تشكیل می دهد تا پاسخی مناسب برای این پیام الهی بیابند. نتیجه بحث های جمع، این می شود كه هیاتی از بزرگان مسیحی نجران برای ملاقات رسول خدا(ص) به مدینه سفر كند، زیرا پیامبر از آنان خواسته بود یا دعوت اسلام را بپذیرند و یا براساس امرالهی به حكومت اسلامی جزیه پرداخت كنند و درغیر اینصورت باید آماده جنگ باشند.

بزرگان نصارای نجران هنگامی كه به مدینه می رسند با لباس های فاخر و زیور آراسته برای ملاقات رسول الله اجازه می خواهند، پیامبر آنان را نمی پذیرد، برای اطلاع از این واكنش به سفارش صحابه، خدمت علی علیه السلام می رسند، علی(علیه السلام) نیز علت این برخورد پیامبر را ظاهر و لباس های آنان می خواند و می خواهد كه آنان با لباس های ساده و بدون زر و زیور بر رسول خدا وارد شوند. این توصیه علی(علیه السلام) كه حافظ اسرار پیامبر است، مؤثر واقع می شود و رحمه عالمیان این بار نصارای نجران را به حضور می پذیرد.

بزرگان گروه مسیحی، بحث و مناظره را با رسول گرامی اسلام آغاز می كنند؛ نخست از نظر پیامبر درباره حضرت مسیح(علیه السلام) سؤالاتی می كنند، رسول الله در پاسخ، او را بنده و مخلوق خدا می داند كه در رحم مریم پدید آورد و مخصوص خود گردانید. آنان پرسیدند: آیا برای او پدری سراغ داری در حالیكه مریم بدون آنكه شوهری داشته باشد، چنین فرزندی را به دنیا آورد.اینجاست كه خدای متعال بر رسول خود وحی می كند كه: «ان مثل عیسی عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون» (59 آل عمران)«مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش، او هم فورا موجود شد.یعنی ای رسول به آنها بگو اگر دوشیزه بودن مریم نشانه این است كه عیسی فرزند خداست پس باید درباره آدم(علیه السلام) نیز این سخن را گفت چرا كه او نیز بدون هیچ پدری و مادری به عرصه گیتی پاگذاشته است.

دستور خداوند به انجام مباهله

علمای مسیحیان نجران كه پاسخی درباره منطق الهی پیامبر نداشتند اعتراف به اشتباه خود نمی كنند و وحی الهی اینچنین ادامه می یابد:«الحق من ربك فلاتكن من الممترین فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناء كم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الكاذبین» (60 و 61 آل عمران) «این ها حقیقتی است از جانب پروردگار تو، بنابراین از تردید كنندگان مباش، هرگاه بعداز علم و دانشی (وحی) كه به تو رسیده، بازكسانی با تو به ستیز و مجادله برخیزند بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس و جان های خود دعوت كنیم و شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله كنیم و لعنت خدا را برای دروغگویان قرار دهیم.» خداوند متعال دراین آیه پیامبر را به مباهله با مسیحیان امر می كند.

حقیقت مباهله
مباهله در اینجا به این معنی است كه پیامبر و مسیحیان نجران با نزدیكان خود كه در آیه قرآن ذكر شد در زمانی معین در صحرا به دعا و نیایش بپردازند و هر كدام مخالف یكدیگر را لعن و نفرین كنند و عذاب الهی را برای طرف مقابل بخواهند، تا اینكه خداوند با عذاب خود گروه حق را از باطل جدا كند و باطل را به سزای خود برساند.روز مباهله فرا می رسد، مسیحیان تصمیم می گیرند كه اگر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) فرزندان و خاندان خود را كه گرامی ترین انسان ها نزد اویند برای مباهله به همراه آورد از این كار پرهیز كنند زیرا این كار نشان از حقانیت او دارد، اما اگر با اصحاب و یاران خود وارد این عرصه شد با او مباهله نمایند. پیامبر در زمان مقرر به میعادگاه مباهله وارد می شود، دست در دست امام حسن(علیه السلام) فرزند عزیز خود و حسین نیز در آغوش رسول خدا، علی(علیه السلام) در كنارش و فاطمه به دنبال پیامبر روانه هستند. با این كار، پیامبر می خواهد بگوید كه حسن و حسین فرزندان من، فاطمه زن برگزیده خاندان رسالت و بهترین زنان عالم و علی نیز جان ونفس من است.

رسول خدا(ص) دستان خود را برای دعا بالا می آورد، اسقف مسیحیان نجران وقتی از نسبت علی، فاطمه و حسنین با پیامبر آگاه می شود و چهره های نورانی اهل بیت نبوت را می بیند، ترس سراسر وجودش را فرا می گیرد و همراهان خود را از تصمیم مباهله منصرف می كند و می گوید: چهره هایی را می بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از خدا بخواهند، بزرگترین كوه ها را از جا بكند، كوه ها فورا كنده می شوند. حال كه نزدیكان و عزیزان خود را به مباهله آورده معلوم می شود كه بر حق است زیرا اگر این چنین نبود آنان را در این عرصه حاضر نمی كرد و من نیز اگر می توانستم اسلام می آوردم. اكنون از مباهله با اینان بپرهیزید كه من به نتیجه آن خوشبین نیستم.این گونه بود كه مسیحیان نجران از مباهله با پیامبر و اهل بیت عصمت(علیه السلام) پشیمان شده و حاضر می شوند به حكومت اسلامی مدینه النبی جزیه پرداخت كنند.


نویسنده:حامد علی اكبرزاده
منبع:کیهان/18990



طبقه بندی: مباهله،
برچسب ها: اثبات حقانیت، پیامبر، مباهله، اهل بیت، مسیحیان نجران،