تبلیغات
آزمون بندگی - روزهای آخر عمر رسول اکرم اسلام و خلوت با امیرالمؤمنین علیه السلام
ذکر امروز
بخش ویژه
معرفی کتاب

مجموعه اثر حاضر در هشت بخش به موضوعاتی نظیر دعوت نجرانیان به اسلام، کنفرانس در کلیسای اعظم نجران، مناظره علمای نجران درباره پیامبر(ص)، بررسی کتب آسمانی درباره پیامبر(ص)، سفر نجرانیان به مدینه، مناظره پیامبر(ص) با نجرانیان، مراسم مباهله و ندامت نجرانیان از مباهله می‌پردازد...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
                 
  • جشنواره ملی فرهنگی هنری مباهله
    موسسه غدیر شناسی با مشارکت دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد خراسان رضوی جشنواره فرهنگی هنری مباهله را در رشته های نقاشی، پویانمایی، وبلاگ نویسی، داستان کوتاه، مقاله پژوهشی، خوشنویسی، فیلم کوتاه، طراحی و تصویرگری برگزار می کند. ...

    ادامه مطلب ...
  • دستاوردهای مباهله
    جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‌شود; چرا که در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن ...

    ادامه مطلب ...
  • آیا مباهله یک حکم عمومى است ؟
    .شکى نیست که آیه فوق یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمیدهد بلکه روى سخن در آن تنها به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) است ، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود..

    ادامه مطلب ...
  • مباهله، سند عظمت اهل بیت
    هنگامی که هیئت نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود،گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. ...

    ادامه مطلب ...
رسول اکرم اسلام فرمود: سوى برادرم على و عمویم عبّاس بفرستید تا نزد من آیند؛ پس فرستادند كسى را كه حاضر كرد ایشان را. همین كه در مجلس قرار گرفتند حضرت رو به عبّاس كرد و فرمود: اى عمّوی پیغمبر! قبول مى كنى وصیّت مرا و وعده هاى مرا به عمل مى آورى و ذمت مرا برى مى گردانى؟

عبّاس گفت: یا رسول اللّه! عموى تو پیرمردى است كثیر العیال و عطاى تو بر باد پیشى گرفته و بخشش تو از ابر بهار سبقت كرده و مال من وفا نمى كند به وعده‌ها و بخششهاى تو. پس حضرت روى مبارك را گردانید به سوى امیرالمؤمنین علیه السّلام و فرمود: اى برادر! تو قبول مى كنى وصیت مرا و به عمل مى آورى وعده هاى مرا و ادا مى كنى دیون مرا و ایستادگى مى كنى در امور اهل من بعد از من؟

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: بلى، یا رسول اللّه! فرمود: نزدیك من بیا، چون نزدیك آن حضرت رفت حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم او را به خود چسبانید، پس بیرون كرد انگشتر خود را و فرمود: بگیر این را و بر انگشت خود كن و طلبید شمشیر و زره و جمیع اسلحه خود را و به امیرالمؤمنین علیه السّلام عطا كرد و پس طلبید آن دستمالى را كه بر شكم خود مى بست وقتى كه سلاح مىپوشید در جنگ و به امیرالمؤمنین علیه السّلام داد. سپس فرمود: برخیز برو به سوى منزل خود به استعانت خداى تعالى.

پس چون روز دیگر شد بیماری آن حضرت سنگین شد و مردم را منع كردند از ملاقات آن حضرت. امیرالمؤمنین علیه السّلام ملازم خدمت آن حضرت بود و از او مفارقت نمى نمود مگر براى حاجت ضرورى ؛ پس حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم به حال خود آمد فرمود: بخوانید براى من برادر و یاور مرا؛ پس ضعف او را فرو گرفت و ساكت شد. عایشه گفت: بخوانید ابوبكر را! پس ابوبكر آمد و بالاى سر آن حضرت نشست چون حضرت چشم خود را باز كرد و نظرش به او افتاد روى خود را گردانید. ابوبكر برخاست و بیرون شد و مى گفت: اگر حاجتى به من داشت اظهار مى كرد. باز حضرت كلام سابق را اعاده فرمود؛ حفصه گفت: بخوانید پدرم عمر را! چون عمر حاضر شد و حضرت او را دید از او هم اعراض فرمود؛ پس فرمود بخوانید از براى من برادر و یاورم را؛ امّ سلمه گفت:

بخوانید على را همانا كه پیغمبر غیر او را قصد نكرده است. چون امیرالمؤمنین علیه السّلام حاضر شد، اشاره كرد پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم به سوى او كه نزدیك من بیا؛ پس امیرالمؤمنین علیه السّلام خود را به آن حضرت چسبانید و پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم به او راز گفت در زمان طویلى. امیرالمؤمنین علیه السّلام برخاست و در گوشه اى نشست و حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم در خواب رفت. پس امیرالمؤمنین علیه السّلام بیرون آمد. مردم به او گفتند: یا اباالحسن چه رازى بود كه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم با تو مى گفت؟ حضرت فرمود كه هزار باب از علم تعلیم من نمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح مى شود و وصیّت كرد مرا به آن چیزى كه به جا خواهم آورد آن را ان شاء اللّه تعالى.

منبع : منتهی الامال، ۱/۲۵۵



نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : رحلت حضرت رسول اکرم(ص)، امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام،


درباره وبلاگ

زمین بر آسمان فخر می‏ فروخت که بر پشت او گام می ‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود. باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد. (لَوْلاک لَما خَلَقتُ الْاَفْلاک).

امکانات وبلاگ

این نوا را در وبلاگ خود پخش کنید:

جشنواره مباهله