تبلیغات
آزمون بندگی - بزرگی خدا
تاریخ : شنبه 1 مهر 1391 | 07:13 ب.ظ | نویسنده : مستور

 بنده من! نماز شب بخوان و آن یازده ركعت است.

خدایا! خسته ام , نمی توانم نیمه شب یازده ركعت بخوانم!

بنده من! دو ركعت نماز شفع و یك ركعت نماز وتر را بخوان!

خدایا! خسته ام, برایم مشكل است نیمه شب بیدار شوم.

 بنده من! قبل از خواب آن سه ركعت را بخوان.

خدایا! سه ركعت زیاد است.

بنده من! فقط یك ركعت نماز وتر را بخوان.

خدایا! امروز خیلی خسته شده ام. آیا راه دیگری وجود ندارد؟

خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم, خواب از سرم می پرد.

بنده من! همانجا كه دراز كشیده ای تیمم كن و بگو یا الله.

خدایا! هوا سرد است و نمی توانم دستانم را از پتو بیرون بیاورم.

بنده من! در دلت بگو یا الله. ما برایت نماز شب حساب می كنیم.

بنده اعتنایی نمی كند و می خوابد.

ملائكه من می بینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده من خوابیده است.

چیزی به اذان نمانده, او را بیدار كنید.

دلم برایش تنگ شده است, امشب با من حرف نزده است.

خدایا! دو مرتبه او را بیدار كردیم. اما او باز هم خوابیده است.

ملائكه من! در گوشش بگوئید پروردگارت منتظر توست.

پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود.

اذان صبح را می گویند, هنگام طلوع آفتاب است, ای بنده بیدار شو ,

نماز صبحت قضا می شود, خورشید از مشرق سر بر می آورد.

خداوند رویش را بر می گرداند.

ملائكه من! آیا حق ندارم با این بنده قهر كنم.




طبقه بندی: دلگویه،