تبلیغات
آزمون بندگی - نگرشى بر اسرار معنوى حج
تاریخ : چهارشنبه 5 مهر 1391 | 05:23 ب.ظ | نویسنده : مستور

حج تنها مناسك نیست، بلكه سیر و سلوك باطنى و طى منازل روحانى است.

هر یك از منازل و مشاهد، رازهاى عرفانى، اخلاقى، تربیتى و ارشادى در بر دارد و همین هاست كه به حج معنا و روح مى بخشد و دگرگونى اخلاقى و معنوى در زائر پدید مى آورد.

شایسته است این اسرار و رموز، مورد توجه زائران قرار گیرد هر چند این وادى بسیار گسترده است اما در این مختصر، تنها به ترجمه روایتى كه مصباح الشریعه از امام صادق (ع) نقل كرده است با توضیحى كوتاه مى پردازیم و تفصیل بحث را به مجالى دیگر موكول مى كنیم: قبل از عزیمت - آمادگى و انقطاع امام صادق (ع) با اشاره به این مرحله؛ یعنى آمادگى و انقطاع، مى فرماید: «هرگاه اراده حج كردى، قبل از عزیمت، قلب خویش را از مشاغل و موانع تهى ساز و براى خداى بزرگ خالص گردان.

همه امورت را به آفریدگارت واگذار و در تمام حركات و سكنات به او توكل نما و تسلیم حكم و قضا و قدر الهى باش.

دنیا و راحت و خلق را رها ساز و در اداى حقوق واجب مردم بكوش.

بر زاد و راحله ات و یاران و همسفران و قدرت و ثروت و جوانى ات تكیه مكن.

چه، بیم آن است كه اینها دشمن و وبال تو گردند تا معلوم شود كه براى او و براى هیچ كس توان و چاره اى جز در پناه خداوند متعال و توفیق او نیست و بدانگونه آمادگى پیدا كن كه گویى امید بازگشت ندارى.»

نكته اساسى سخن امام (ع) توجه به روح حج است.

حج یعنى قصد.

زائر قصد خدا مى كند نه چیز دیگر كه هر چه جز او قصد كند شرك است.

آن كه با ما سر سودا سپرد نیست لایق كه دگر جا نگرد هست آیین دو بینى ز هوس قبله عشق یكى باشد و بس قرب خدا مكانى و زمانى نیست، قرب معنوى، شأنى و عرفانى است و این مستلزم فناى در حق و رهایى از قید خودى است.

قرب نى بالا و پستى جستن است قرب حق از قید هستى رستن است هر چند میان بنده و خدا حائلى وجود ندارد اما تقرب به او عقبه ها دارد و طى منازل را مى طلبد: بعد مسافت اگر چه در ره او نیست تا سر كویش هزار مرحله باشد نى ز ملك جو نشان و نى ز فلك پوى راه بسویش نفوس كامله باشد شرط تقرّب به خدا، بیدارى، تفكر، تذكر، مراقبه، محاسبه و مجاهده است تا نفس كامل شود و با كمال مطلق سنخیت پیدا كند.

حج سفر از «خلق الى الحق» است یعنى خلق را پشت سرافكندن.

خانه، خانواده، تجارت و مال، عنوان و مقام و همه تعلقات را رها كردن و حتى از خود و جوانى و توان جسمانى و روحى قطع نظر كردن و عجب و كبر و شهوت و غضب را زیر پا نهادن.چون قصد خدا كرده اى، باید ابراهیم وار از زن و فرزند و مال و جان بگذرى تا ابراهیمى شوى و چون اسماعیل در كویر انقطاع، پاى بر زمین بسایى تا از زمزم فیض و عرفان سیراب گردى و چون هاجر آسیمه سر و برهنه پاى در سنگلاخ حیرت و انقطاع از اینسو بدانسوى، اشگبار و بى قرار، دوان دوان راه پویى و به خدا التجا كنى تا فیض رحمانى چاره سازت شود و در دامن مهرش جاى گیرى.

بارى این سفر شبیه سفر آخرت است و احرام برگرفتن رمز لباس آخرت پوشیدن.

و بدینسان باید از عهده حقوق خلق و خالق بدر آیى كه شاید مجالى دیگر نباشد.

حج وفود و ورود به محضر خداست - هر چند همه عالم محضر خداست - اما حج میعاد است براى عاشقان كویش و شیفتگان وصلش.

امام على بن موسى الرضا (ع) مى فرماید: «علة الحج الوفادة الى اللَّه عزوجل»

اى زائر گرامى! توجه داشته باش به كجا مى روى، و عظمت صاحبخانه را بیاد آور و این افتخارى را كه به تو داده است شاكر باش و ادب را در حضور رب العالمین نگهدار.

احرام نخستین واجب از مناسك حج و عمره محرم شدن در میقات است كه بطور معمول با غسل مستحبى انجام مى شود و بیرون شدن از لباس معمولى یعنى لباس تشخّص و تعیّن ملى و نشان دار، و پوشیدن دو قطعه پارچه ساده بى نام و نشان با نیت و تلبیه، مانند همه زائران.

این صورت احرام است، اما راز معنوى و باطن آن را از امام صادق (ع) بشنویم:«آنگاه با آب توبه خالصانه از گناهان غسل كن و جامه صدق و صفا بپوش و از آنچه مانع ذكر خداوند بزرگ است و تو را از طاعت او محجوب مى گرداند، احرام بند.» امام در این سخن اشاره مى فرماید كه غسل تنها شستشوى تن و احرام فقط پوشیدن جامه مخصوص نیست كه این آسان است، بلكه راز معنوى غسل، پیرایش درون و تصفیه قلب و روان از گناهانى است كه نفس را تیره مى سازد و حجاب چهره جان مى شود و این به توبه خالص و انابه به خدا و پشیمانى از معاصى و تصمیم بر ترك گناه در آینده محقق مى شود و ریاضت و مجاهده مى خواهد.

ز منجلاب هوس گر برون نهى قدمى نزول در حرم كبریا توانى كرد اگر به آب ریاضت برآورى غسلى همه كدورت دل را صفا توانى كرد اگر ز هستى خود بگذرى یقین مى دان كه عرش و فرش و فلك زیر پا توانى كرد و زائر در این لحظه ها باید صدق و صفا و خضوع و خشوع را در درون تمرین كند.

و چون احرام بمثابه تكبیرةالاحرام در نماز است، مانند نمازگزار باید از همه چیز رخ برتابد و تنها متوجه خدا شود وآنچه بر او حرام است را مرتكب نشود و خانه دل را كه حریم خلوت اوست، از اغیار تهى گرداند.

تلبیه احرام با تلبیه محقق مى شود: «لبیك اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، انّ الحمد و النعمة لك و الملك لا شریك لك لبیك.» امام صادق (ع) مى فرماید:«لبیك بگو، بدین معنا كه خداوند بزرگ را در دعوتى كه فرموده است اجابت نموده و با صفا و اخلاص و بدون غل و غش پاسخ دهى و به رشته استوار او چنگ زنى.» كسى كه خدا را نه تنها به زبان بل با تمام وجود و درون و برون پاسخ داده، در همه چیز و همه حال تسلیم حق تعالى خواهد بود و حلال و حرام خدا را تسلیم خواهد گشت و رشته استوار ایمان را از دست نخواهد داد و هرگاه محرم این خانه و همراز با صاحبخانه شد سروش حق را به گوش جان خواهد شنید و به گفته حافظ: تا نگردى آشنا زین پرده رازى نشنوى گوش نامحرم نباشد جاى پیغام و سروش زائر گرامى! مى دانى كه امامان و اولیاى خدا در این لحظه ها چه حالت معنوى و جذبه عرفانى داشتند؟ سعید بن مسیب گوید: ندیدم حال كسى را همانند حالت زین العابدین (ع) آنگاه كه مى خواست تلبیه بگوید؛ هنگام لبیك گفتن بدنش مى لرزید و زبانش مى گرفت و اشك مى ریخت.

پرسیدند: این چه حالتى است؟ فرمود: مى ترسم خداوند بگوید: «لا لبیك» یعنى: نه، واقعاً تو پاسخ نداده اى.

از این نكته ها درس بگیریم و حالت یك زائر واقعى را پیدا كنیم.

طواف كعبه آن سنگ نشانى است كه ره گم نشود حاجى احرام دگر بند، ببین یار كجاست هفت شوط طواف برگرد كعبه، دومین واجب از مناسك عمره و یكى از مناسك حج است اما حقیقت طواف همسویى است با جهان هستى از ملك تا ملكوت و بر محور توحید همچون پرگار گردیدن و حیات و ممات و مناسك و عبادات را براى خدا خالص كردن و هماهنگ شدن با فرشتگان خدا كه لحظه اى از اطاعت حق غافل و فارغ نیستند.

امام صادق (ع) مى فرماید:«همانگونه كه با دیگر زائران در طواف كعبه اى با قلب خود همپاى فرشتگان كه پیرامون عرش در طوافند، طواف كن.» و زائر با الهام از این راز معنوى از فرش به عرش و از ملك به سوى ملكوت روى مى نهد و همراه با فرشتگان دائره اى را كه نقطه آغاز و پایانش خداست مى پیماید تا فرشته خوى شود و صفات حیوانى از وجودش رخت بربندد.

این طواف به قلب است كه قبله گاهش جز در دل نیست.

چنانكه در حدیث قدسى آمده است:«آسمان و زمین گنجایش مرا ندارد اما دل بنده مؤمن من ظرفیت مرا دارد.» و امام صادق(ع) در بخش دیگرى از حدیث مصباح با اشاره به طواف و استلام حجر مى فرماید: «به نشانه تعظیم صاحبخانه و معرفت جلال و سلطنت او برهنه پاى خانه را زیارت كن و حجرالاسود را با رمز رضا و تسلیم و خضوع استلام (لمس) نما.» پس اى زائر گرامى! از این تشریف و تكریمى كه خدا براى تو قائل شده، غافل مشو و خود را براى چنین لحظه هایى آماده ساز.

به آب توبه از زمزم وضو كن به چشم دل به صاحبخانه رو كن مواظب باش اینجا كوى یار است ز شوقش جان و دلها بى قرار است چو پروانه به گرد شمع جانان به گاه طوف بگذر از سر و جان بخواه از قاضى الحاجات حاجات برون آور ز دل دست مناجات در اینجا مناسب است از مناجات امام سجاد - ع - در طواف كعبه یاد كنیم.

طاوُس یمانى گوید شبى بر گرد خانه كعبه طواف مى كردم، حضرت زین العابدین (ع) را در حال طواف دیدم و آنگاه كه پرده خانه را گرفته بود و این اشعار را مى خواند: «اى كسى كه دعاى بیچارگان را در تاریكى شب اجابت مى كنى.اى آن كه پریشانى و مصیبت و درمندى را درمان مى كنى.» «مهمان هایت پیرامون خانه ات خفته اند و تنها توئى، اى خداوند قیوم كه به خواب نمى روى.» «اى پروردگار تو را مى خوانم چنانكه فرمان داده اى، پس بحق خانه و حرم بر گریه هایم ترحم كن.» «اگر به عفو تو گنهكار امید گذشت نداشته باشد، پس چه كسى است كه به گنهكاران، نعمت ارزانى مى دارد.» صفا و مروه زائر پس از طواف و نماز طواف، به كوه صفا مى رود و از آنجا تا مروه را سعى مى كند و باز به صفا برمى گردد تا هفت شوط و سعى را به مروه به پایان برد.

پیمودن صفا و مروه تأسّى به هاجر است آنگاه كه تنها و سرگردان و تشنه كام در طلب آب بود تا جرعه آبى بیابد و كودك تشنه اش را از مرگ برهاند و چون درمانده و بیچاره شد با نومیدى برگشت و جوشیدن آب زمزم را مشاهده كرد.توقف بر صفا و خواندن دعا مستحب است.

امام صادق (ع) با توجه به واژه «صفا»، به تصفیه روح اشاره فرموده كه در كلام حضرتش مى خوانیم:«با توقف بر صفا، روح و ضمیرت را براى دیدار خدا در قیامت تصفیه كن و با رسیدن به مروه مروت و جوانمردى را براى خداوند پیش گیر و صفات بد خویش را از میان بردار و بر شرایط حج خود و عهدى كه با خداوند بسته اى و بدان گردن نهاده اى، تا قیامت ثابت و استوار باش.» امام در این جا به زدودن آئینه جان از گرد و غبار معاصى براى لقاءاللَّه در قیامت توصیه فرموده و به مروت و جوانمردى در پایبندى به عهد و میثاق الهى در مروه هشدار داده اند و این روح حاكم بر حج است كه در هر یك از اعمال به چشم مى خورد.

همچنین به هروله اشاره فرموده و آن را رمزى از گریختن از معاصى دانسته اند و زیر پا نهادن غرور و قدرت كه آدمى را از خدا غافل مى سازد؛ «و هرول هرولة هرباً من هواك و تبرأ من حولك و قوّتك.» منا زائر آنگاه كه عزم حج تمتع دارد، روز هشتم از مكه محرم مى شود و آهنگ عرفات مى كند كه از ظهر روز عرفه تا غروب، قصد وقوف كند و سپس عازم مشعر شده و بین الطلوعین را در مزدلفه وقوف نماید و آنگاه براى اعمال روز دهم، یازدهم و دوازدهم سوى منا رهسپار گردد.

امام صادق (ع) در حدیث مصباح اشاراتى به این مواقف و فلسفه مناسك آن دارد.

نخست به خروج از مكه به منا اشاره فرموده كه مقصود شب نهم است و مستحب است در منا باشد و آنگاه عزم عرفات كند كه بیشتر حاجیان بدلیل ازدحام جمعیت و مشكل تردّد، از مكّه محرم شده، مستقیماً عازم عرفات مى شوند.

در هر حال امام (ع) با اشاره به منا مى فرماید:«و چون رهسپار منا شدى، از غفلت ها و لغزش هایت بیرون شو و آنچه را كه براى تو حلال نیست یا استحقاق آن را ندارى آرزو مكن.» «مُنا» به معناى آرزوست، آرزوى چه؟ در این سرزمین خشك و میان كوههاى داغ و سوخته، زائر به تمناى چه مى رود؟ این چه ایده و آرزویى است كه براى وصل آن باید از شهر و دیار و حتى؛ مكه معظّمه، آواره شوى؟ گویى خدا را رحمت ها و فیوضاتى است كه در كویر انقطاع و بیابان لم یزرع و در سختى و تشنگى و گرماى سوزان باید جست.

زائرِ امیدوار از خدا جز خدا نمى خواهد، آنگونه كه ابراهیم از همه چیز و حتى اسماعیلش گذشت و در آن ابتلاى عظیم به مقام خُلّت رسید و «خلیل اللَّه» شد.

و فدیه آسمانیش دادند و امامت خلق را بدو سپردند.

پس اى عزیز اگر خواهى حقیقت بندگى را دریابى، در این سرزمین به تمناى چیزى باش كه ابراهیم تمنا كرد و آن عبارت بود از: بریدن از همه تعلقات و رضا و تسلیم در برابر خدا و امتثال فرمان او، بدون چون و چرا.در درون ما نمى گنجد بغیر از دوست كس هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس عرفات عرفات دشت پهناورى است كه روز نهم ذوالحجه تمامى حاجیان را در خود جاى مى دهد.این سرزمین مقدس، در اعماق تاریخ خاطره ها دارد.

آدم ابوالبشر در این جا به خطا و ترك اولى اعتراف مى كند و خدایش مشمول آمرزش قرار مى دهد و غروب آن روز مشمول رحمت الهى واقع مى شود.ابراهیم خلیل، در عرفات به مناسك حج واقف و عارف مى گردد و دعایش مستجاب مى شود. خداوند این روز و این سرزمین را شرف و عزّت بخشید.

به فرموده امام باقر (ع) : «كسى بر كوه هاى عرفات وقوف نمى كند مگر آن كه دعایش مستجاب مى گردد؛ اگر نیكوكار است، حوائج دنیا و آخرتش برآورده شود و اگر بدكار است، تنها حوائج دنیایش برآورده شود.» امام سجاد (ع) گروهى را دیدند كه دست سؤال پیش مردم دراز مى كردند، به آنان فرمودند: «واى بر شما در چنین روزى از مردم حاجت مى خواهید؟! این روز روزى است كه امید مى رود رحمت الهى شامل كودكانى باشد كه در رحم مادرانند و آنها سعادتمند گردند.»

پیامبر خدا - ص - مى فرماید: «خداوند را در آسمان درى است كه از آن به رحمت، توبه، تفضّل، احسان، جود، كرم، عفو، طلب حاجات، و ... یاد مى شود و روز عرفه در عرفات این در گشوده است.»

آرى، عرفه و عرفات بهترین موقعیت براى دعا، استغفار و طلب حاجات است.

عرفه از اعیاد بزرگ براى زائران و براى همه مؤمنان و روز آمرزش و اعتراف است.

امام صادق (ع) در حدیث مصباح الشریعه این مطلب را خاطر نشان ساخته اند: «و اعترف بالخطأ بالعرفات و جدّد عهدك عند اللَّه لوحدانیته»؛ «در عرفات به خطا اعتراف كن و به تجدید عهد خود با خداى یگانه بپرداز.» زائر گرامى! در این روز دعاى عرفه امام حسین و امام سجاد - علیهماالسلام - و سایر ادعیه و اذكار را بخوان و به هر زبان و بیان كه مى توانى با خداوند راز و نیاز نموده، در حق دیگران دعا كن تا فرشتگان در حق تو دعا كنند.

عرفه یك روز است به فضیلت شب قدر، این روز را گرامى دار و لحظه هایش را غنیمت شمار كه غروب آفتاب این روز بزودى مى رسد و چادرها برچیده مى شود و خاطره اش براى تو مى ماند.

زنهار كه دست خالى برگردى و آنجا بار گناه را زمین ننهاده و عرفانت را افزون نساخته باشى.

مشعر بخشى از شب عید قربان را زائر در مشعر است وقوف بین الطلوعین در مشعر، ركن حج است.

این صبحگاه عید اضحى را مغتنم شمار و از لحظه هایش بهره گیر كه ساعتى بیش نیست.

از خدا عیدى بخواه و بهترین عیدى آمرزش گناهان و قضاى حوائج است.

امام صادق (ع) مى فرماید: «و تقرب الیه و اتقه بمزدلفة و اصعد بروحك الى الملأ الاعلى بصعودك الى الجبل»؛ «در مزدلفه (مشعر) بدو تقرب جوى و تقواى الهى پیش گیر و با صعود بر كوه (رحمت) روح خود را به ملأ اعلى متصل گردان.» عید قربان روز عید قربان زائر سه عمل دارد؛ «رمى جمره عقبه»، «قربانى» و «حلق» كه هر یك احكامى دارد و اسرارى.

امام صادق (ع) نخست به قربانى اشاره فرموده اند كه: «و اذبح حنجرة الهوى و الطمع عنك عند الذبیحة»؛ «با قربانى كردن، حلقوم هوا و طمع را ذبح كن و از خود دور گردان.» اى زائر بیت اللَّه، توجه كن كه ابراهیم فرزند عزیزش اسماعیل را در مسلخ عشق به خاك افكند تا به امر خدا ذبح كند اما اراده ایزدى حقیقتاً به این امر تعلق نگرفته بود با این حال خلیل خدا در كار خود مصمّم بود و اندك تردیدى در انجام فرمان حق به خود راه نداد و نیز اسماعیل از پدر خواست كه فرمان خدا را در ذبح او اجرا كند و این پدر و پسر كه خاطره شان در حج روح توحید و فنا و رضا را متبلور مى سازد، به انسان ها آموختند كه در برابر اراده خداوندى چگونه باید تسلیم شد.

و زائر به منا و قربانگاه كه مى رسد، یاد این خاطره را تجدید مى كند و به نشانه تسلیم و رضا و اطاعت بى قید و شرط قربانى مى كند، اما حقیقت قربانى كشتن هواى نفس و آز و طمع و تعلقاتى است كه آدمى را از حریم دوست دور مى سازد.

رمى جمره رمى؛ یعنى سنگ زدن به شیطان، یك عمل رمزى است كه به انسان مى آموزد كه همچون ابراهیم و اسماعیل باید شیطان هاى مرئى و نامرئى را رمى كنى و نگذارى آنها سد راه تو به سوى خدا باشند، چه، ابلیس سوگند یاد كرده كه بر سر راه بنى آدم دام بگسترد و آنان را فریب دهد و زائر اینجا مى آید كه دام ابلیس را از سر راه بردارد و ابلیس صفتان را زیر پاى خود لگدكوب كند.




طبقه بندی: حــج،