آزمون بندگی زمین بر آسمان فخر می‏ فروخت که بر پشت او گام می ‏نهید و آسمان از دیدن آن همه شکوه و وقار، به وجد آمده بود. باد، عظمت ایمانتان را در گوش هزار سرو آزاد نجوا کرد و یک دشت شقایق، شیفته پاکی نگاهتان شد. (لَوْلاک لَما خَلَقتُ الْاَفْلاک). http://azmoonebandegi.mihanblog.com 2019-09-11T09:41:32+01:00 text/html 2018-08-30T09:52:43+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور روز مباهله http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/254 <div align="justify"><font color="#CC6600">مباهله</font> پیامبر با مسیحیان نجران ، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد.<br><br>پیامبر (صلی‌الله علیه‌ و‌ آله‌ و سلم) طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران ، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند ، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت_اسلامی در آیین خود باقی بمانند.<br><br>خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله ، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (علیه‌ السلام) می پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر ، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند ، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل_عمران می فرماید: «<font color="#3333FF">هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده ، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند ، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان ، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم ؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم</font>».<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/348/1041551/negargari.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"><br></div><br>طبق توافق قبلی ، پیامبر (صلی‌الله علیه‌ و‌ آله‌ و سلم) و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش <font color="#FF0000">حسین </font>(علیه‌ السلام) را در آغوش دارد ، دست <font color="#009900">حسن</font> (علیه‌السلام) را در دست گرفته و <font color="#009900">علی</font> و <font color="#CC33CC">زهرا</font> (علیهماالسلام) همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند ، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر ، عزیزترین و نزدیک ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود ، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد ؛ زیرا در غیر این صورت ، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.<br><br>مفسران و محدثان شیعه و اهل_تسنّن تصریح کرده اند که آیه_مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از « اَبْنائَنا » در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند ، همان طور که منظور از « نِساءَنا » فاطمه علیهاالسلام و منظور از « اَنْفُسَنا » تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است.<br><br>روزی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد ، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا ، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل_بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند.<br><br><font color="#6600CC">*</font><font color="#FF0000"> تصویر ؛ یکی از اسناد روز مباهله نگارگری (مینیاتور) سخه الآثار الباقیه در فرانسه</font></div> text/html 2018-08-26T05:39:51+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور تا پای جان استوار (مباهله) http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/253 <div align="justify">در حالی که شلاقش را محکم بر مرکب فرود می آورد، با عصبانیت با خود حرف می زد. من که تا آن زمان خیال می کردم برای تجارت به یثرب می رود، دچار شک شدم. کم کم خودم را به او نزدیک کردم. دیدم از مسیحی های نجران است. چند شتر مال التجاره را با تعدادی از سربازان همراهی می کرد. وقتی مرا دید، اول با ناراحتی جواب سلامم را داد ولی از این که علاقه مرا به هم صحبتی با خود دریافت، مقداری خشم خود را فرو نشاند و با من سر سخن باز کرد.<br><br>پرسیدم: خوب برای تجارت به یثرب می روی؟<br><br>گفت: خیر.<br><br><div align="center"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/348/1041551/Mobahele7.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"><br></div><br>گفتم: پس این همه مال التجاره برای چیست؟ گفت: تو مسلمانی یا مسیحی؟ گفتم: مسلمان. گفت: هرچه مصیبت است به خاطر شما می کشیم. من که از حرف های او چیزی سر در نیاورده بودم، در حالی که مهار شتر را کمی محکم تر کشیدم، گفتم: من که چیزی از سخنان تو سر در نیاوردم، راستی گفتی این اموال را به چه منظور به یثرب می بری؟ گفت: به این اموال هم مربوط است. گفتم: چه؟! گفت: ذلت و خواری ما. من در حالی که تعجبم زیادتر می شد گفتم: بگو ببینم چه شده است جان به لب شدم!<br><br>گفت: اول این که، این ها مالیات سالانه و به تعبیر شما مسلمانان، « جزیه » است که من برای تحویل به پیامبر شما به یثرب می برم و دوم این که، این داستان از روزی آغاز شد که آن پیک نامیمون وارد نجران شد.<br><br>: کدام پیک؟<br><br>- همان پیکی که نامه پیامبر شما را برای علما و بزرگان مسیحی آورد.<br><br>داستان برای من شنیدنی شد. با خود گفتم: حتما باید قضیه بسیار مهمی باشد.<br><br>: خوب در آن نامه چه نوشته شده بود.<br><br>- دقیقا به خاطر ندارم ولی این قدر می دانم که در آنجا مسیحیان به دین اسلام و ترک دین پدران خود فراخوانده شده بودند.<br><br>: خوب بعد چه شد؟<font size="1" color="#666666"></font></div> text/html 2018-08-18T08:51:30+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور 12 درس مباهله در 12 بند http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/252 <style>.text4 a{font-size:9pt;}</style><div align="justify"><img src="http://monadi.behnamonline.net/imagemonadi/Mobahele17.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">درس‌هایی که از واقعه مباهله می‌گیریم:<br><br><font color="#3333FF">1.</font> از آن‌جا که <font color="#CC6600">مباهله</font>، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.<br><br><font color="#3333FF">2.</font> پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.<br><br><font color="#3333FF">3.</font> آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.<br><br><font color="#3333FF">4.</font> مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.<br><br><font color="#3333FF">5.</font> زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).<br><br><font color="#3333FF">6.</font> در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).<br><br><font color="#3333FF">7.</font> <font color="#009900">علی</font> بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)<br><br><font color="#3333FF">8.</font> استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.<br><br><font color="#3333FF">9.</font> آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.<br><br><font color="#3333FF">10.</font> استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.<br><br><font color="#3333FF">11.</font> اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.<br><br><font color="#3333FF">12.</font> قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.</div> text/html 2018-08-09T06:21:25+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور تلاش برای تحریف حدیث مباهله http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/251 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagehajj/0049928.JPG" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">از برترى هاى اهل بیت علیهم السلام</font><br>از فضایل و برترى هاى اهل بیت علیهم السلام حدیث <font color="#CC6600">مباهله</font> است. خداوند متعال مى فرماید:( <font color="#666600">فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبینَ</font>)؛<font size="1">(1)</font><br><br>هر گاه پس از علمى كه ( پیرامون حضرت عیسى) به تو رسیده است، به كسانى كه با تو به محاجّه و ستیر برخیزند بگو: بیایید ما فرزندان خود و شما فرزندان خود، ما زنان خود و شما زنان خود و ما جان خود و شما نیز جان خود را فرا خوانیم. آن گاه مباهله نماییم و لعنت خدا را براى دروغ گویان قرار دهیم. پس از نزول این آیه، رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به همراه <font color="#009900">على</font>، <font color="#CC33CC">فاطمه</font> و حسنین علیهم السلام براى مباهله در وعده گاه حضور یافتند.<br><br><font color="#3333FF">حدیث مباهله پیامبر خدا به همراه اهل بیت</font><br>بسیارى از دانشمندان اهل تسنّن این حدیث زیبا را نقل كرده اند. جلال الدین سیوطى در تفسیر الدر المنثور این گونه مى نویسد: ابن ابى شِیبه، سعید بن منصور، عبد بن حمید، ابن جریر و ابونعیم نقل كرده اند كه شَعْبى مى گوید: اعتقاد مسیحیان نجران درباره حضرت عیسى علیه السلام، از گفته دیگر مسیحیان مبالغه آمیزتر بود. آنان همواره با پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله درباره او مجادله مى كردند و از این رو خداوند این آیات را در سوره آل عمران نازل فرمود: ( <font color="#666600">إِنَّ مَثَلَ عیسى عِنْدَ اللّهِ... فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبینَ</font>).<br><br>پس از این رسول خدا صلى اللّه علیه وآله آن ها را به مباهله و ملاعنه فرا خواند. آنان بر این كار فرداى آن روز را وعده كردند. بامداد فردا پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله به همراه <font color="#009900">على</font>، <font color="#CC33CC">فاطمه</font>، <font color="#993300">حسن </font>و <font color="#FF0000">حسین</font> علیهم السلام به سوى وعده گاه رهسپار شدند.<font size="1" color="#666666"></font></div> text/html 2018-08-06T05:47:39+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور مباهله سند برگزیدگی http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/190 <div align="justify"><img src="http://monadi.behnamonline.net/imagemonadi/mobahele0350.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">آیه <font color="#CC6600">مباهله</font> یکی از جلوه‌های خاصّ اصحاب کساء در آیات نورانی قرآن کریم است که در این مقاله گوشه‌ای از این تجلّیات را با بهره‌گیری از احادیث معتبر و مستند پیشوایان معصوم(ع) ثبت می‌کنیم.<br><br><font color="#3333FF">واژه مباهله</font><br>مباهله از ریشه «بهل» می‌باشد و بهل در اصل به معنای رها کردن، وانهادن و ترک نمودن است.1<br><br>«بُهلَه» و «بَهْلَه» به معنای لعنت کردن است، بَهَلَهُ: لَعَنَهُ، بَهْلَه الله: لَعنۀُ‌اللهِ.2<br><br>«أبتِهال» از باب افتعال به معنای تضرّع و تلاش در دعا است.3<br><br>«مباهَلَه» از باب مفاعله به معنای «مُلاعَنَه» یعنی: دو نفر، یا دو گروه در یک موضوع مورد اختلاف، با یکدیگر اجتماع کنند و از خدا بخواهند که لعنت خود را بر شخص یا گروه ستمگر قرار دهد.4<br><br>نیایشگری که جز خدا همه چیز را فرو نهاده، با یک اخلاص فقط به خدا توجّه می‌کند، نیایش او را «ابتهال» گویند.دو طرف متخاصم پس از مباهله، یکدیگر را یله و رها کرده در معرض لعنت خدا قرار می‌دهند.شخصی که از کسی بیزاری جسته، او را مورد لعن قرار می‌دهد، او را وانهاده، به حال خود ترک می‌کند.5<br><br><font color="#3333FF">آیه مباهله</font><br>آیه 61 سوره مبارک آل عمران به «آیه مباهله» معروف است، زیرا در این آیه، پیامبر اکرم(ص) مأموریت یافته که با نصارای نجران مباهله کند:«پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده با تو محاجّه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم. سپس مباهله کنیم و لعنت ‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»6<br><br><font color="#3333FF">جایگاه نجران</font><br>سرزمین «نجران» در نقطه مرزی «حجاز» و «یمن» و تنها پایگاه نصارا در منطقه حجاز بود.یک مبلّغ راستین مسیحیّت به نام عبدالله تامر اهالی نجران را به آیین مسیحیّت دعوت کرد، در طول زمان، اکثریت اهل نجران به کیش مسیحیّت درآمدند و نجران با 73 دهکده تابع خود به صورت پایگاه مسیحیّت درآمد.پادشاه ستمگر نجران آنان را به رها کردن آیین مسیحیّت و بازگشت به آیین یهود دعوت کرد، نصارای نجران از پذیرش آن امتناع کردند و در آیین خود پابرجا ماندند.پادشاه ستم پیشه گودالی کنده در آن آتش افروخته، پایمردان در آیین مسیحیّت را در آن گودال انداخته، طعمه حریق نمود.تعداد این افراد را یاقوت 20000 نفر ثبت کرده است.7 از این واقعه دلخراش در قرآن کریم به عنوان «اصحاب اُخدُود»، یعنی شکنجه‌گران گودال آتش یاد شده است.8<br><br>مشروح این جنایت در همه کتب تفسیری آمده است.9<br><font size="1" color="#666666"></font></div> text/html 2018-08-04T12:47:35+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور مباهله و فضیلت اهل البیت(ع) http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/197 <div align="justify">1424<img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/IMG19173173.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left"> سال پیش در چنین روزی ماجرای رقم خورد و آیه ای نازل شد که گویای فضیلت بیکران اهل البیت سلام الله علیهم اجمعین می باشد.<br><br><font color="#3333FF">مباهله در لغت</font><br>«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اهل) بوده و به رها كردن و برداشتن قید و بند از چیزی گفته می شود<font size="1">[1]</font>.<br><br><font color="#3333FF">مباهله در اصطلاح</font><br>مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آن ها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین كردن دو طرف به یكدیگر) است؛ این گونه كه هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ی مساله ای مهم، مانند مسائل مهم مذهبی با هم گفتگو كرده و به نتیجه ای نرسند، در یك جا جمع می شوند و به عنوان «آخرین حربه»، به درگاه خداوند تضرع می كنند و از او می خواهند تا درغگو را رسوا و مجازات كند<font size="1">[2]</font>. تناسب معنای اصطلاحی با معنای لغوی در این است كه در هر دو، رها كردن و واگذار كردن یكدیگر به حال خود، وجود دارد.<br><br><font color="#3333FF">مباهله با مسیحیان نجران</font><br>(فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الْكاذِبِینَ)<font size="1">[3]</font>؛ هرگاه بعد از علم و دانشی كه به تو رسیده (باز) كسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: بیایید! ما فرزندان خود را دعوت می كنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت می نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت می كنیم و شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله می كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم. بخش با صفای «نجران» با هفتاد دهكده ی تابع خود، در نقطه ی مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام، این نقطه تنها منطقه ی مسیحی نشین حجاز بود كه به عللی از بت پرستی دست كشیده و به آیین مسیحیت گرویده بودند<font size="1">[4]</font>.<br><br>پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) هم زمان با مكاتبه ی با سران حكومت های جهان و مراكز مذهبی، نامه ای به اسقف نجران (ابو حارثه بن علقمه) نوشت و در آن نامه از ساكنان نجران خواست كه یا اسلام را بپذیرند و یا به حكومت اسلامی جزیه (مالیات) بپردازند (كه در برابر این مبلغ جزئی، از جان و مال آنان دفاع شود) و در غیر این صورت، به آنان اعلام خطر می شود. نامه توسط نمایندگان پیامبر(صلی الله علیه وآله) به دست اسقف رسید. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم گرفتن، شورایی مركب از شخصیت های بارز مذهبی و غیر مذهبی تشكیل داد. شورا نظر داد كه گروهی به نمایندگی نجران به مدینه بروند، تا از نزدیك با محمد(صلی الله علیه وآله) تماس گرفته، و سخنان او را بررسی كنند.<br><br>شصت تن از زبده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب شدند كه در رأس آن ها سه پیشوای مذهبی قرار داشت:<br><br><font color="#CC6600">1. </font>«ابو حارثه بن علقمه»، اسقف اعظم نجران كه نماینده ی رسمی كلیساهای روم در حجاز بود؛<br><br><font color="#CC6600">2.</font> «عبدالمسیح»، رئیس هیئت نمایندگی كه به عقل و تدبیر و كاردانی شهرت داشت؛<br><br><font color="#CC6600">3.</font> «ایهم» كه فردی كهنسال و مورد احترام مردم نجران بود.<font size="1" color="#666666"></font><br></div> text/html 2018-08-02T05:08:49+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور آیا مباهله دلیلی بر حقانیت پیامبر است؟ http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/195 <div align="justify"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/Mobahele19.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">منظور از «مباهله» این نیست که نفرین صورت گرفته مؤثر واقع گردد.<br><br>یکی از سوالاتی که در مسئله مباهله مطرح است اینکه،<font color="#993300"> آیا مباهله از دلایل حقانیت دعوت پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) به شمار می‌آید</font>؟<br><br><font color="#3333FF">پاسخ :</font><br>خداى متعال در آیه 61 سوره «آل عمران» به پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) دستور مى دهد: (هر گاه بعد از علم و دانش که [درباره مسیح] براى تو آمده [باز] کسانى با تو در آن به محاجّه و ستیز برخاستند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت مى نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود [کسانى که به منزله جان ما هستند] دعوت مى کنیم، شما هم از نفوس خود دعوت کنید، سپس مباهله مى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار مى دهیم)؛ «<font color="#666600">فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ</font>».<br><br>ناگفته پیدا است منظور از «مباهله» این نیست که این افراد جمع شوند و نفرین کنند و سپس پراکنده شوند؛ زیرا چنین عملى به تنهایى هیچ فایده اى ندارد، بلکه منظور این است: این نفرین مؤثر گردد، و با آشکار شدن اثر آن، دروغگویان به عذاب، گرفتار شوند و شناخته گردند.<br>به تعبیر دیگر، گرچه در این آیه، به تأثیر و نتیجه مباهله تصریح نشده، اما از آنجا که این کار به عنوان آخرین «حربه»، بعد از اثر نکردن «منطق و استدلال» مورد استفاده قرار گرفته، دلیل بر این است که: منظور، ظاهر شدن اثر خارجى این نفرین است نه تنها یک نفرین ساده.<br><br>مسأله «مباهله» به شکل فوق، شاید تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت، و راهى بود که صد در صد حکایت از ایمان و صدق دعوت پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) مى کرد.چگونه ممکن است، کسى که به تمام معنى به ارتباط خویش با پروردگار ایمان نداشته باشد، وارد چنین میدانى گردد؟ و از مخالفان خود دعوت کند: بیایید با هم به درگاه خدا برویم و از او بخواهیم تا دروغگو را رسوا سازد، و شما به سرعت نتیجه آن را خواهید دید که چگونه خداوند دروغگویان را مجازات مى کند؟<br><br>مسلماً ورود در چنین میدانى بسیار خطرناک است؛ زیرا اگر دعاى او به اجابت نرسد و اثرى از مجازات مخالفان آشکار نشود، نتیجه اى جز رسوائى دعوت کننده نخواهد داشت.<br><br>چگونه ممکن است آدم عاقل و فهمیده اى بدون اطمینان به نتیجه، در چنین مرحله اى گام بگذارد؟<br><br>از اینجا است که گفته اند: دعوت پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) به مباهله، یکى از نشانه هاى صدق دعوت و ایمان قاطع او است، قطع نظر از نتایجى که بعداً از مباهله به دست آمد.در روایات اسلامى وارد شده هنگامى که پاى مباهله به میان آمد، نمایندگان مسیحیان نجران از پیامبر مهلت خواستند، تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به شور بنشینند، نتیجه مشاوره آنها که از یک نکته روان شناسى سرچشمه مى گرفت این بود: به نفرات خود دستور دادند: اگر مشاهده کردید محمّد(صلّى اللّه علیه و آله) با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا حقیقتى در کار او نیست که متوسل به جار و جنجال شده است.و اگر با نفرات بسیار محدودى از خاصان نزدیک و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است!<br><br>آنها طبق قرار قبلى به میعادگاه رفتند، ناگاه دیدند پیامبر فرزندانش <font color="#009900">حسن</font> و <font color="#FF0000">حسین</font>(علیهما السلام) را در پیش رو دارد، و <font color="#3333FF">على</font>(علیه السلام) و <font color="#CC33CC">فاطمه</font>(علیها السلام) همراه او هستند و به آنها سفارش مى کند هر گاه من دعا کردم شما «آمین» بگویید.مسیحیان هنگامى که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتادند، و از اقدام به مباهله خوددارى کرده، حاضر به «مصالحه» شدند و به شرایط «ذِمّه» و پرداختن مالیات (جِزْیَه) تن در دادند.<br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">منبع:</font> تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهل و هفتم، ج 2، ص 673.</font><br></div> text/html 2018-07-30T07:43:18+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور شبهه مأمون بر آیه مباهله و پاسخ امام رضا(ع) http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/196 <div align="justify"><font color="#CC6600"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/IMG10393743.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">تفاوت بین حقیقت و شبهه در چیست؟ چه کسی اولین شبهه را در دنیا مطرح کرد؟</font> امیرالمومنین <font color="#009900">علی</font> سلام الله علیه در خطبه سی هشتم نهج البلاغه شبهه را تعریف و تبین کرده است.براى دوستان خدا نورى كه آنان را در تاریكیهاى شبهه رهنمائى كند، «یقین‏» آنهاست و راهنماى آنها مسیر هدایت است، ولى دشمنان خدا گمراهیشان آنها را به شبهات دعوت می كند، و راهنمای آنها كورى باطن است.<br><br>امام <font color="#009900">علی</font>(ع) در خطبه سی و هشتم نهج البلاغه در مورد شبهه می فرمایند: «شبهه‏» را از این رو «شبهه‏» نام نهاده ‏اند كه شباهت به حق دارد، اما براى دوستان خدا نورى كه آنان را در تاریكیهاى شبهه رهنمائى كند، «یقین‏» آنهاست و راهنماى آنها مسیر هدایت است، ولى دشمنان خدا گمراهیشان آنها را به شبهات دعوت می كند، و راهنمای آنها كورى باطن است آن کس كه از مرگ بترسد هرگز به خاطر این ترس، از مرگ نجات نمى‏ یابد همان طور كه آن كس كه مرگ را دوست دارد براى همیشه در این جهان باقى نخواهد ماند.سخنان طرفداران باطل را به این جهت‏ «شبهه‏» مى‏ گویند، كه‏ چگونگى تركیب آنها طورى است كه مردم آن را حق مى‏ پندارند و واقعیت‏ بر آنها مشتبه مى‏ شود، به همین جهت كه این سخنان به حق شباهت دارد آن را شبهه مى‏ گویند، اما به سخنانى كه مردم را به حق مى‏ رساند «دلیل‏» گفته مى‏ شود.<br><br>شبهه (بر وزن شِبْه و شَبَه) به معنای مثل و نظیر است. شبهه در لغت به معنای مشابهت و پوشیدگی است. معانی دیگری چون اشتباه، احتمال اشکال و شک نیزدارد و همچنین چیزی که حق و باطل در آن معلوم نیست را شبهه می‌نامند. شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند «وما قتلوه و ما صلبوه و لکن شُبِّه لهم» شبهه یعنى هر اشكال، پرسش یا ابهامى كه در برداشت‏ها، تحلیل‏ها، تصمیمات و رفتارهاى مرتبط با سعادت فرد یا جامعه منشأ خطا و اشتباه در شناخت حق از باطل گردد. به عبارت دیگر شبهه خود را شبیه به حق مى ‏نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشكل و افراد رادچار شك و تردید مى‏كند<br><br><font color="#FF0000">نخستین شبهه</font><br>گویند نخستین شبهه كه در خلقت شد بوسیله ابلیس بوده در باب خلقت آدم، او گفته است كه آدم را از خاك بیافریدى و من را از نار و نار را بر خاك مزیت است و در شأن من نیست كه به آدم سجده كنم.<br><br><font color="#FF0000">تفاوت پرسش و شبهه</font><br>درباره تفاوت پرسش و شبهه تفاوت های چندی بیان شده است كه می توان به مهم ترین آن در این جا اشاره كرد: پرسش در حقیقت جست و جوی بشر برای شناخت است و پرسشگر با بیان پرسش و سؤال می كوشد تا موضوع و مطلبی را بشناسد و آنرا درك و فهم كند. در حالی كه هدف از شبهه، ایجاد تردید و شک در دل مخاطب است و شبهه گر می كوشد تا در بنیادهای اعتقادی و باوری شخص تردید افكند. درحقیقت تفاوت شبهه و پرسش را باید در كاركرد و اهداف آن دانست. كاركرد پرسش فهم و شناخت است، در حالی كه شبهه برای این طرح می شود تا مخاطبان خود را به چالش بكشاند. از سوی دیگر در شبهه، باطل به طور عمدی و خواسته حضور دارد و شبهه گر با آمیختن حق و باطل می كوشد كلام باطل خود را با رنگ و لعابی از حق به دیگران منتقل كند، از این روست كه حضرت امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «انما سمیت الشبهه شبهه لانها شبهت بالحق» از آن رو شبهه را شبهه نامیده اند كه به حق شبیه و همانند است.<font size="1" color="#666666"></font><br></div> text/html 2018-07-28T10:35:48+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور آخرین برگ برنده مؤمن http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/194 <div align="justify"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/12303281.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">از <font color="#993399">آیه مباهله</font> نتایج زیادی می توان گرفت. استمداد از غیب بعد از به كارگیری توانایی های عادی و ایستادگی در برابر دشمن از جمله پیام های آیه مباهله است. پیامبر اکرم(ص) پس از دعوت مسیحیان نجران به اسلام و نپذیرفتن این دعوت از سوی آنان از طرف مسیحیان دعوت به مباهله شد. در این موقع پیک وحى نازل گردید و آیه مباهله را آورد و پیامبر (ص) را مأمور ساخت تا با کسانى که با او به مجادله و محاجه برمى خیزند و زیر بار حق نمى روند، به مباهله برخیزد و طرفین از خداوند بخواهند که افراد دروغگو را از رحمت خود دور سازد.<br><br>«<font color="#666600">فَمَنْ حاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ</font>».<br><br>(هرکس پس از روشن شدن جریان با تو مجادله بکند بگو بیایید فرزندان و زنان ونزدیکان خود را گرد آوریم و انابه کنیم و بنالیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم).<br><br><font color="#3333FF">پیام های به دست آمده از آیه مباهله چیست؟</font><br>«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اَهل) به معنای «رها كردن» و «قید و بند را از چیزی برداشتن» است و به همین جهت هنگامی كه حیوانی را به حال خود واگذارند و پستان آن را در كیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی شیر بنوشد، به آن «باهل» می گویند و «ابتهال» در دعا به معنای تضرّع و واگذاری كار به خدا است و اگر گاهی آن را به معنای «هلاكت و لعن و دوری از خدا» گرفته اند نیز به خاطر این است كه رها كردن و واگذار نمودن بنده به حال خود، این نتایج را به همراه دارد. ۱<br><br>آیه مباهله، در سوره آل عمران، آیه ۶۱ آمده است. مفسران گفته اند: این آیه، درباره هیأت نجرانی و همراهان آنها نازل شده است كه پیامبر، آنها را به مباهله دعوت كرد. آنها تا فردای آن روز از حضرت مهلت خواستند و پس از مراجعه به شخصیتهای نجران، اسقف (روحانی بزرگشان) به آنها گفت: شما فردا به محمد نگاه كنید. اگر با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمده بود، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد، با او مباهله كنید. فردای آن روز، پیامبر آمد؛ در حالی كه دست علی بن ابی طالب را گرفته و حسن و حسین(علیهم السلام) پیش روی او راه می رفتند و <font color="#CC33CC">فاطمه</font>(علیها السلام) پشت سرش بود.<br><br>نصاری نیز بیرون آمدند در حالی كه اسقف آنها پیشاپیش آنان قرار داشت. اسقف، درباره همراهان پیامبر سؤال كرد. به او گفتند: این پسر عمو و داماد او و محبوب ترین خلق خدا نزد اوست و این دو پسر، فرزندان دختر او از علی(ع هستند و آن بانوی جوان، دخترش فاطمه است كه عزیزترین مردم نزد او و نزدیكترین افراد به قلب اوست ... اسقف گفت: من مردی را می بینم كه در مباهله با كمال جرأت اقدام می كند و گمان می كنم راستگو باشد كه در این صورت، به خدا، یك سال بر ما نخواهد گذشت؛ درحالی كه در تمام دنیا، یك نصرانی وجود نداشته باشد كه آب بنوشد، و عرض كرد: ای ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمی كنیم؛ بلكه مصالحه می نماییم و پیامبر(صلی الله علیه وآله) با آنها مصالحه كرد. ۲<br><br>برخی از پیام های آیه یاد شده عبارتند از:<br><br><font color="#FF0000">۱.</font> استمداد از غیب بعد از به كارگیری توانایی های عادی است.<br><br><font color="#FF0000">۲.</font> فرزند دختری، همچون فرزند پسری و فرزند خود انسان است. "أبنائنا" (امام <font color="#009900">حسن</font> و امام <font color="#FF0000">حسین</font>(علیهما السلام)).<br><br><font color="#FF0000">۳.</font> زن و مرد دوشادوش هم و در كنار یكدیگر مطرح هستند.<br><br><font color="#FF0000">۴.</font> برای ایمان و هدف، پیامبر و افراد مؤمن حاضرند حتی نزدیك ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهند.<br><br><font color="#FF0000">۵.</font> در دعا آن چه مهم است انگیزه ها و شخصیتهاست نه تعداد افراد.<br><br><font color="#FF0000">۶.</font> حضرت <font color="#009900">علی</font>(ع) جان پیامبر اكرم(ص) است.<br><br><font color="#FF0000">۷.</font> در مجالس دعا كودكان را نیز باید با خود برد و حضور آن ها در استجابت دعا تأثیر دارد.<br><br><font color="#FF0000">۸.</font> كسی كه در برابر منطق و استدلال و معجزه تسلیم نمی شود، باید او را تهدید به نابودی كرد.<br><br><font color="#FF0000">۹.</font> آخرین برگ برنده شخص مؤمن دعاست.<br><br><font color="#FF0000">۱۰.</font> اگر در مقابل دشمن محكم بایستیم، دشمن عقب نشینی می كند.<br><br><font color="#FF0000">۱۱.</font> قوام و اساس دین پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت او (علیهم السلام) هستند. ۳<br><br><font color="#666666"><font size="1"><font color="#993399">پی نوشت ها:</font><br>۱. ر. ك: تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۳۷ ـ ۴۳۸ / مفردات راغب، واژه "بهل".</font><font size="1"><br></font><font size="1">۲. برگرفته از تفسیر نمونه، آیت الله مكارم شیرازی و جمعی از دانشمندان، ج ۲، ص ۵۷۸ و ۵۷۹، دارالكتب الاسلامیه.</font><font size="1"><br></font><font size="1">۳. ر. ك: تفسیر المیزان، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، ج ۳، ص ۲۴۳، دارالكتب الاسلامیة، تهران؛ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۲، ص ۸۴، مؤسسه در راه حق، قم.</font><font size="1"><br></font><font size="1">منبع : انتظار نوجوان ش </font><font size="1">48</font><br></font></div> text/html 2018-07-25T06:51:18+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور و گروه دروغگو هلاک می شد http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/187 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://monadi.behnamonline.net/imagemonadi/12857.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">روز مباهله پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم )</font><br>همه را درشهر به انتظار گذاشتیم و را ه افتادیم . این موضوع برایشان آن قدر مهم بود که یکی دو ماه منتظرمان باشند. هر کدام از ما اسب یدکی همراه خودش آورد تا در راه نمانیم.همه چیز از آن نامه شروع شد . و آرامش کلیسای مرکزی و هفتاد آبادی اطرافش را به هم ریخت. سرمان به زندگی خودمان گرم بود . زمین هامان حاصل خیز بود. اوضاع تجارتمان به راه .<br><br>بازرگانان دیگر سرزمین ها ،نجران را با اسم می شناختند . کلیسا برای خودش جاه و جلالی به هم زده بود . حتی معبدی با اسم کعبه در شهر ،قد علم کرده بود برای برابری با عبادتگاه معروف مکه ؛ولی از تقدیر نمی شود گریخت . روزی نامه ای به دست اسقف اعظم رسید که با نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب شروع شده بود و اهل نجران با به سه پیشنهاد به فکر فروبرد . نوشته بود:«من شما را از عبادت بندگان به عبادت خدا فرا می خوانم. اگر دعوتم را نپذیرفتید باید جزیه بدهید و اگر از این هم روی گردان شدید شما را به جنگ اخطار می دهم.» خبرش را داشتیم مکه را فتح کرده بود اصلا در بسیاری از موارد پیروز میدان های جنگ بود.<br><br>اما فکر نمی کردیم ما را هم به دین خود بخواند. به هر حالاسقف همه را برای مشورت جمع کرد و نامه را خواند. سرلشکر نجران طرفدار جنگ بود. ولی نیروی نظامی ما از پس آنها بر نمی آمد . رابط خارجی نجران گفت کافی ست به آنها نزدیک شویم و چنین وانمود کنیم که تسلیم آنهاییم و افرادی را به سرزمین های همسایه بفرستیم تا نیروی کمکی بیاورند آن وقت تا پشت در خانه اش برویم و غافلگیرش کنیم . سکوت مردم شکست اما صدای حارثه ابن اثال همهمه را خاموش کرد. اکثر مردم او را می شناختند . به خیر خواهی و دانش و فراست مشهور بود .<br><br>وقتی از رسا بودن صدایش مطمئن شد فرازی از انجیل را خواند که در آن از پیامبر تازه با نام احمد سخن به میان آمده بود .دو مقام دار بعد از اسقف از کار حارثه خشمگین شدند که زحمات چند صد ساله کلیسا را در چند لحظه بر باد داد . آنها هر کجای کتاب های مقدس را که مصلحت بود می خواندند. حارثه صاف رفته بود سراغ قستم ممنوعه کتاب ،باید فکری دیگر می کردند . بگو مگوها شروع شد. باید با حرف هاشان سپر می گرفتند. و تیر می زدند .<br><font size="1" color="#666666"></font></div> text/html 2018-07-23T14:24:36+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور درنگی در واقعه‌ی عظیم مباهله http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/185 <style>.text4 a{font-size:9pt;}</style><div align="justify"><font color="#666600"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/Mobahele2.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">مدینه، مسجد مباهله، شمال قبرستان بقیع، سال نهم هجری، روز 24 ذی الحجة...</font><br><br>این مکان و زمان اشاره به رویدادی فوق العاده مهم و با عظیمت دارند، واقعه ای که هنوز هم با روشنایی خیره کننده خود تاریکی ها&nbsp; را می زداید و معبری عطر آگین و با طراوت به سوی سعادت می گشاید.<br><br>آری! نوشته ای که پیش رو دارید می کوشد تا پس از معرفی کوتاه واقعه با عظمت مباهله، پاسخ دو پرسش اساسی را از دل این رویداد استحصال کند.<br><br><font color="#FF0000">پرسش اول</font> اینست؛ آیا حضرت <font color="#009900">علی</font> بن ابی طالب (علیه السلام) جانشین حضرت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه واله) هستند؟ البته روشن است که این مسأله را منهای ادلّه متعدد و متقن دیگر و در فضای قضیه مباهله، جواب بگوییم.<br><br>اما <font color="#FF0000">پرسش دوم</font>، ناظر به مساله ای عمومی تر است یعنی تکثر گرایی دینی؟<br><br>شاید خواننده محترم بداند که بعضی از تولید کنندگان اجناس مکتوب، با سرمایه ناچیز علمی، مدعی هستند که اسلام، همه مذاهب اسلامی یا حتی همه ادیان را بر حق می داند و نیز می گویند: هر مذهب اسلامی یا هر دینی، آدمی را به سعادت می رساند. در این مقاله می کوشیم با دو بیان، امامت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) را اثبات نماییم، سپس ادعای تکثر گرایی مذکور را پاسخ گوییم. ولی قبل از هر چیز باید اشاره ای گذرا به واقعه مباهله داشته باشیم.<br><br><font color="#3333FF">بیایید اگر راستگویید</font><br><br>خداوند متعال در آیات 59 تا 61 از سوره شریفه آل عمران می فرماید:«ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون * الحق من ربک فلا تکن من الممترین * فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین ».<br><br>پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) به موازات مکاتبه با سران جهان نامه ای به اسقف نجران «ابو حارثه» نوشتند و در آن ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمودند وقتی نامه به دست ابوحارثه رسید با گروهی مذاکره نمود. سرانجام، گروه مشورتی نظر داد که هیئتی به عنوان هیئت نمایندگی نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) تماس بگیرند. هیئت نمایندگی وارد مدینه شدند و پس از بحث ها و مذاکرات فراوان که در میان این مباحث، بحث معجزات حضرت عیسی (علیه السلام) و نیز ادعای باطل الوهیت آن بزرگوار با استناد به پدر نداشتن ایشان مطرح شد و هیئت نجران با جواب منطقی رسول خدا (صلی الله علیه واله) مبنی بر تثبیه حضرت عیسی (علیه السلام) به حضرت آدم، مواجه شد- با این وصف- نمایندگان نجران زیر بار حق نرفتند و گفتند: ما این را نمی توانیم بپذیریم و حاضریم درباره اثبات حقانیت ادعای خود درباره الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام) با تو مباهله کنیم و از خدا بخواهیم که هر کدام از ما حق را انکار می کند مورد عقوبت و عذاب قرار بگیرد!<br><br>در این جا رسول اکرم (صلی الله علیه واله) فوراً اعلام آمادگی فرمودند و قسمتی از آیات مذکور را خواندند، نجرانیان از این پاسخ فوری حضرت ترسیدند و تا روز بعد فرصت خواستند فردا که سیل جمعیت مدینه برای حضور در محل مباهله و پی گیری سرانجام ماجرا جمع شدند، پیامبر اکرم با امیرالمومنین و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) آمدند.<br><br>مسیحیان وقتی از یک سو دریافتند که حضرت با چه کسانی برای مباهله آمده اند و از سوی دیگر آثار عذاب نیز ظاهر شد، دچار وحشت شدند و یقین کردند که اگر مباهله کنند پاسخ دندان شکنی از سوی پروردگار متعال دریافت خواهد نمود. از این رو هیچ یک از مسیحیان حاضر نشد به نیابت از سایرین برای مباهله، اقدام کند.آنان بالاخره تصمیم نهایی خود را گرفتند و گفتند: اگر خیر دنیا و آخرت را می خواهید مسلمان شوید و اگر بازگشت به زندگی و عاقبت خود را می خواهید با او صلح نمایید ولی هرگز مباهله نکنید سپس نماینده ای به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) فرستادند و اعلام انصراف از مباهله کردند. آنگاه بقیه هیئت مذکور بار دیگر به مذاکره پرداختند.پیامیر(صلی الله علیه واله) ابتدا پیشنهاد پذیرفتن اسلام را مطرح نمودند ولی زیر بار نرفتند، سپس حضرت سخن از آمادگی خود برای جنگ با آنان به میان آوردند که صراحتاً وحشت خویش را اعلان کردند. آنگاه حضرت راه سوم را که پذیرفتن «جزیه» بود پیشنهاد دادند که در واقع، خرید حق حیات و جان خود در قبال وجهی بود که با ذلت و خواری می پرداختند که هیئت نجران راه سوم را پذیرفت.<br></div> text/html 2018-07-20T04:43:37+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور نقش خانواده در مباهله http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/191 <div align="justify"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/IMG184537491.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">در تربیت جامعه اصل و اساس خانواده است.اگر خانواده، یک خانواده اصیل و ریشه‌دار و دارای هویت و تربیت دینی باشد، آن خانواده به فرجام نیک می‌رسد و جامعه را نیز تربیت خواهد کرد، اما اگر خانواده، یک خانواده دور از معرفت دینی باشد و ناهنجاری‌ها به خانواده نفوذ کند آن خانواده یک خانواده بی‌ پایه بوده و برای جامعه به عنوان یک معضل اساسی به حساب خواهد آمد.<br><br>خداوند پس ازانتخاب پیامبر به رسالت؛ مركز آغاز تحول را از خانه پیامبر قرار مى ‏دهد <font color="#339999">وَأَنذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ</font> «1»<br><br>و خویشان نزدیكت را [از عاقبت اعمال زشت‏] هشدار ده.<br><br>حضرت رسول اللَّه صلى الله علیه و آله مأموریت یافت كه از خانواده‏اش شروع كند. برخى نزدیكان آن حضرت با دعوت ایشان مخالف بودند ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله بدون رعایت پى ‏آمدهاى ناگوار، از دعوت آنان دست برنداشت. روشن است كه مخالفت نزدیكان اثر منفى در تبلیغ او دارد. چون مردم مى ‏گویند: اینان كه از نزدیكان او هستند او را بهتر از ما مى ‏شناسند.<br><br>اسـلام ، اهـل بـیـت پـیـغـمـبـر اكـرم (ص ) را بـه عـنـوان نـمـونـه اى كـامـل از خـانواده برتر معرفى و صلاحیت الگویى آن را براى جهانیان امضا كرده است . خـداونـد سـبـحـان ایـن خانواده را از هرگونه رجس و پلیدى مبرا دانسته است .آیه شریفه ((<font color="#339999">اِنَّمـا یـُریـدُ اللهُ لِیـُذهبَ عَنكُم الرّجسَ اهلَالبیتِ وَ یُطَهّركُم تَطهیرا</font>)) (احزاب : 23، خطاب به همین خانواده است) .<br><font size="1" color="#666666"></font></div> text/html 2018-07-14T05:00:06+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور مروری بر واقعه تاریخى مباهله http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/189 <div align="justify"><font color="#3333FF">نامه رسول‌خدا صلی الله علیه واله</font><br></div><div align="justify"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/20223.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">زمینه‌ساز واقعه <font color="#CC6600">مباهله</font> نامه رسول‌خدا (صلی الله علیه واله) به مسیحیان نجران و دعوت آنها به اسلام بود و حاملین این نامه عتبةبن غزوان و عبدالله‌بن ابى‌امیة و الهدیربن عبدالله و صهیب‌بن سنان شمرده شده‌اند (1) و متن آن را ابن‌كثیر در البدایة و النهایة چنین ذكر كرده است:«باسم اله ابراهیم و اسحاق و یعقوب من محمد النبى رسول‌الله الى اسقف نجران اسلم انتم فانى احمد الیكم اله ابراهیم و اسحاق و یعقوب. اما بعد فانى ادعوكم الى عبادةالله من عبادة العباد و ادعوكم الى ولایةالله من ولایة العباد و ان ابیتم فالجزیة فان ابیتم آذنتكم بحرب و السلام.»<br><br>ولى یعقوبى صدرنامه را با اندكى تفاوت این چنین نقل كرده است:«بسم‌الله من محمد رسول‌الله الى اسقفة نجران، بسم‌الله فانى احمد الیكم اله ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب... .»<br><br>سید ابن‌طاووس در اقبال فرموده است كه رسول‌خدا(صلی الله علیه واله) در این نامه آیه شریفه :«<font color="#009900">قل یا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بیننا و بینكم ان لا نعبد الا الله و لا نشرك به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون</font>» (آل عمران / 64) را درج نمود. (2)<br><br>در هر صورت پیام اصلى این نامه اعلام رسالت رسول‌خدا و دعوت از اسقف یا اسقف‌هاى نجران و مردم مسیحى آن منطقه به آیین اسلام بود. اما در صورتى از پذیرش اسلام امتناع ورزند یا باید مقررات ویژه پرداخت جزیه به حكومت اسلامى را بپذیرند و یا آماده جنگ شوند.<br><br>در میان مورخین شكى نیست كه هیئت اعزامى مسیحیان نجران در سال دهم هجرى به حضور رسول‌خدا در مدینه رسیدند و صلحنامه را امضاء كردند و تاریخ نگارش این نامه نباید به فاصله زیادى از تاریخ نگارش صلحنامه باشد. ابن‌اثیر كتابت هر دو را در سال دهم هجرى ذكر كرده است . سیدابن‌طاووس در اقبال فرموده است كه این نامه بعد از نامه‌هایى بود كه رسول‌خدا به كسرى و قیصر نوشت یعنى حدود سال نهم هجرى و بعد از نزول آیه جزیه. به هر جهت مى‌توان یقین پیدا كرد كه این نامه مربوط به اواخر دوران مدینه است و قرائن داخلى موجود در متن نامه یعنى اعلام جنگ به مخاطبین و الزام آنها به جزیه، خود بهترین دلیل بر زمان نگارش نامه است (3) پس اگر نگارش این نامه را به دوران مكه مربوط بدانیم خطایى فاحش است. (4) مخاطب مستقیم این نامه اسقف یا اسقف‌هاى نجران بودند و این لفظ از آن رو بر آنها اطلاق مى‌شد كه سمت پیشواى دینى بودن مردم را بر عهده داشتند و اسم خاص براى شخص یا اشخاصى به شمار نمى‌آمد. در منتهى‌الارب ذیل لغت «اسقف» آمده است: اسقف صاحب منصبى از مناصب دینى نصارى است كه او برتر از «قسیس» و فروتر از «مطران» باشد. مهتر ترسایان در بلاد اسلام اول «بطریق» است و پس از آن «جاثلیق» و پس از آن «مطران» و پس از آن اسقف و پس از آن «قسیس» و پس از آن «شماس».<br><font size="1" color="#666666"></font></div> text/html 2018-07-11T07:04:46+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور اهل سنت در مورد آیه مباهله چه می‌گویند؟ http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/184 <style>.text4 a{font-size:9pt;}</style><div align="justify"><font color="#666600"><img src="http://azmoonebandegi.behnamonline.net/imagemonadi/4119.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ</font><br><br>(هر گاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو، به محاجه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.)(آل عمران/61)<br><br><font color="#3333FF">شرح جریان مباهله</font><br>ابوالفتوح رازی در مورد شأن نزول این آیات می نویسد:چون رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) مکه را فتح کرد و اسلام منتشر شد، نمایندگانی از قبایل مختلف نزد پیامبر آمدند و ایمان آوردند. از جمله گروه هایی که به حضور پیامبر رسیدند، ده ها نفر مسیحیان نجران بودند که در میان آن ها احبار و روسای مسیحی حضور داشتند.<br><br>آنها روی به رسول خدا کردند و گفتند: «ما تقول فی السیّد المسیح؟» یعنی: در مورد عیسی چه می گویی؟<br><br>پیامبر فرمودند: «عبد اصطفاه الله» یعنی: بنده ای بود که خدای تعالی او را برگزید.<br><br>گفتند: یا محمد پدر او را می شناسی؟ رسول الله فرمودند: او از نکاح زاده نشد تا دارای پدر باشد.<br><br>گفتند: هیچ بنده مخلوق را دیده ای که از نکاح نباشد و پدر نداشته باشد؟ خدای تعالی این آیه را فرستاد.<br><br><font color="#666600">إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَیَكُونُ</font><br><br>(همانا ولادت عیسی (علیه السلام) نزد خدا همچون خلقت اولیه آدم (علیه السلام) از خاک است که سپس خدا اراده کرد که خلق شود و او دفعتاً خلق شد.)(آل عمران/ 59)<br><br>رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: چون شما قول مرا باور ندارید، بیایید تا مباهله کنیم. خدا مرا خبر داد که بر دروغ گو عذاب فرود آورد.[1]<br></div> text/html 2018-07-09T05:00:55+01:00 azmoonebandegi.mihanblog.com مستور مباهله ، راهكار اثبات حقانیت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) http://azmoonebandegi.mihanblog.com/post/188 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://monadi.behnamonline.net/imagemonadi/m51.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">دعوت پیامبر از مسیحیان نجران برای پذیرش اسلام</font><br>بیست و چهارم ذی الحجه سالروز واقعه ای مهم در صدر اسلام است. پس از فتح مكه آوازه اسلام سراسر جزیره العرب را فراگرفته بود و گروه ها و هیئت های متعددی پس از سال هشتم هجری برای آشنایی با اسلام به مدینه سفر می كردند. در سال نهم هجری این مراجعات به حد اعلای خود رسید تا آنجا كه این سال را «عام الوفود» نامیدند. این مسئله پیامبر اسلام را بر آن داشت تا نامه ها و نمایندگانی ویژه را برای دعوت به اسلام به سوی زمامداران و پادشاهان و بزرگان كشورها و اقوام مختلف روانه سازد.به واقع حضور نمایندگان اقوام و گروه های مختلف در مدینه نشان دهنده نفوذ اسلام درمیان مردمان نقاط دور دست و فرصتی مناسب برای گسترش مرزهای ایمانی مسلمانان بود.<br><br>حال سال دهم هجری است، یكی از اقوامی كه مورد توجه رسول خدا قرار می گیرد مسیحیان نجران هستند، نجران نقطه ای است درمیان سرزمین حجاز و یمن و پیامبر(ص) در نامه ای به اسقف نصارای این منطقه آنان را اینچنین به اسلام دعوت می كند:«<font color="#666600">شما را از ولایت بندگان نهی كرده و به پرستش خدا دعوت می كنم، از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد گردید</font>.»<br><br>اسقف مسیحیان نجران هنگامی كه این نامه را دریافت می كند، شورایی از همكیشان و نزدیكان خود تشكیل می دهد تا پاسخی مناسب برای این پیام الهی بیابند. نتیجه بحث های جمع، این می شود كه هیاتی از بزرگان مسیحی نجران برای ملاقات رسول خدا(ص) به مدینه سفر كند، زیرا پیامبر از آنان خواسته بود یا دعوت اسلام را بپذیرند و یا براساس امرالهی به حكومت اسلامی جزیه پرداخت كنند و درغیر اینصورت باید آماده جنگ باشند.<br><br>بزرگان نصارای نجران هنگامی كه به مدینه می رسند با لباس های فاخر و زیور آراسته برای ملاقات رسول الله اجازه می خواهند، پیامبر آنان را نمی پذیرد، برای اطلاع از این واكنش به سفارش صحابه، خدمت علی علیه السلام می رسند، <font color="#009900">علی</font>(علیه السلام) نیز علت این برخورد پیامبر را ظاهر و لباس های آنان می خواند و می خواهد كه آنان با لباس های ساده و بدون زر و زیور بر رسول خدا وارد شوند. این توصیه علی(علیه السلام) كه حافظ اسرار پیامبر است، مؤثر واقع می شود و رحمه عالمیان این بار نصارای نجران را به حضور می پذیرد.<br><br>بزرگان گروه مسیحی، بحث و مناظره را با رسول گرامی اسلام آغاز می كنند؛ نخست از نظر پیامبر درباره حضرت مسیح(علیه السلام) سؤالاتی می كنند، رسول الله در پاسخ، او را بنده و مخلوق خدا می داند كه در رحم مریم پدید آورد و مخصوص خود گردانید. آنان پرسیدند: آیا برای او پدری سراغ داری در حالیكه مریم بدون آنكه شوهری داشته باشد، چنین فرزندی را به دنیا آورد.اینجاست كه خدای متعال بر رسول خود وحی می كند كه: «<font color="#993300">ان مثل عیسی عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون</font>» (59 آل عمران)«مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش، او هم فورا موجود شد.یعنی ای رسول به آنها بگو اگر دوشیزه بودن مریم نشانه این است كه عیسی فرزند خداست پس باید درباره آدم(علیه السلام) نیز این سخن را گفت چرا كه او نیز بدون هیچ پدری و مادری به عرصه گیتی پاگذاشته است.<br><font size="1" color="#666666"></font></div>